داستان | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

دسته: داستان

حاجی واشنگتن, فرهنگستان

حاجی واشنگتن در ینگه دنیا – قصه دوم 

سر انجام، حاجی پس از پشتِ سر گذاشتنِ بلاد کفر و دیدنِ مظاهرِ متمدنانه و آثارِ مُکتَشفانه‌ی دنیای فَرنگیه، خیالاتش از هر گونه، تشویشات قبلی، راحت شد و دانست که، چاهی در کار نیست. پس آسوده خاطر، با قدوم میمنت آسای خود خاکِ آمریکا را مبارک گردانید.

داستان, فرهنگستان, ماموریت در دوبی

ماموریت در دوبی – قسمت سی و هفتم 

واقعیت اینست که گروه ما برای انجام عملیات لرزه نگاری و اکتشافی در آبهای واقع در فاصله ۱۵ کیلومتری سواحل جزیره ابوموسی [۱] به وقت کافی نیاز دارد. زیرا وجود منابع نفت در این مناطق هنوز به دقت مورد تایید قرار نگرفته است و لازم است عملیات گسترده و پرهزینه ای در این زمینه صورت بگیرد.

حاجی واشنگتن, فرهنگستان

حاجی واشنگتن در ینگه دنیا : قصه اول 

از عجایبِ روزگار، فرضییه، ینگه دنیا، سال‌ها در زیرِ زمین، ناشناخته باقی ماند تا نوبت به ناصرالدین شاه چهارمین پادشاهِ قاجار رسید. مدت‌ها گذشت تا آمریکا نخست بنجامین و بعد از او مستر پرات را بعنوان دومین سفیرِ خود در ایران به حضور ناصرالدین شاه، می‌فرستد و شاه هم برای مودت و دوستی و ارتباط بین دو کشور، تصمیم می‌گیرد، که سفیر لایقی به آمریکا گسیل دارد.

ادبیات ایران و جهان, داستان, فرهنگستان

داستان کوتاه سلدیس 

چند روزی بود که در شبکه های اجتماعی در جستجوی همکلاسی دوران دبستانم بودم. بسیار مشتاق بودم تا پیدایش کنم. دختر ظریفی که توازن زیبایی از صورتی گرد، پوستی گندم گون، بینی کوچک را به رخ می کشید. چشم هایش مثل دو خلیج که خدا با حوصله آنرا خلق کرده باشد روی صورتش پادشاهی می کرد.

داستان, فرهنگستان, ماموریت در دوبی

ماموریت در دوبی – قسمت سی و ششم 

به شیخ بگو که وضعیت مالی مجله لایف در حال حاضر به مراتب خراب تر از زمانی است که ما این فیلم را تهیه می کردیم. به او بگو که شبکه تلویزیونی ای. بی. سی هم در وضعیت مالی وخیمی قرار دارد و به همین سبب صاحبانش تصمیم داشتند آنرا به کمپانی آی.تی.تی بفروشند.

ادبیات ایران و جهان, داستان, فرهنگستان

نساجیِ شهرِ خسته 

داستان کارخانه ی نساجی را همه می دانستند چه افرادی که متولد این منطقه بودند و چه افرادی مثل ما که بومی نبودیم. کاش دیگر همه بدانند.سال ۱۳۰۷ همای سعادت روی آسمان روستایی به نام علی آباد، عشوه کنان پرواز کرد و رضا شاه در مسیر سفرش به شمال، نظری به زمین های وسیع کشاورزی و مزارع اطراف این منطقه انداخت و دستور ساخت کارخانه را داد تا رعایای این‌جا منتظر خرید این ‌و آن نشده، بلافاصله بتوانند نتیجه‌ی زحمت و زراعت خود را به یک پاداش قابل قبولی تبدیل کنند.

داستان, فرهنگستان

آرشالویس 

مادام پله ها را یکی دو تا کرده بود و یک نفس آمده بود بالا تا بفهمد چرا دکتر فرهان را امروز شنبه صبح مثل همه سی سال گذشته که هر روز صبح ساعت ۷ برای رفتن به کاخ دادگستری از مقابل مغازه قهوه فروشی اش رد می شد ندیده است.

داستان, فرهنگستان, ماموریت در دوبی

ماموریت در دوبی – قسمت سی و پنجم 

بعد از شرح مفصلی که سرهاری درباره خوراک ماهی به میهمانانش داد هجوم به سوی سینی های ماهی آغاز شد. تقریبا هیچ یک از میهمانان سرهاری انتظار نداشتند که در قلب آن بیابان خشک و بی آب و علف چنان میهمانی مجلل و پرتشریفاتی به سبک غربی ها ترتیب یافته باشد.