گروه فرهنگ و هنر پلاک ۵۲ | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

نویسنده: گروه فرهنگ و هنر پلاک ۵۲

حیات خلوت

آیا می دانید فلسفه عید پاک چیست؟ 

عید پاک یا عید قیام، مهم‌ترین روز تعطیل در سال مسیحی است که یکشنبه‌ای بین ۲۲ مارس و ۲۵ أوریل است. مسیحیان بر این باورند که در این روز، عیسی مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شده بود دوباره زنده شده و برخاست.

تماشاخانه, سینما, معرفی فیلم

معرفی فیلم : اِما 

فیلم اِما تلاش کرده تا به طور کامل به رمان وفادار باشد. به هر حال هر تغییری در اقتباس از این رمان که دویست سال است جزو رمان های پرخواننده است، می تواند ریسک بسیار زیادی به همراه داشته باشد.

پیاده رو, ونکوور گردی

در ونکوور، از این ۱۰ موزه حتما بازدید کنید 

برای هم وطنـانی که در ونکوور زندگی می کنند، این روزهای بهاری بهترین زمان برای موزه گردی است. به همین منظور در این قسمت ۱۰ موزه برتر ونکوور را به شما معرفی می کنیم. با توجه به اینکه زمان کار موزه ها در شرایط فعلی…

اخبار اجتماعی, حیات خلوت, کیوسک

آشنایی با دانشگاه های کانادا: دانشگاه مک گیل 

دانشگاه مک گیل یکی از معتبرترین دانشگاه های کانادا و در سطح جهانی نیز دارای اعتبار بسیار بالایی است. آخرین رتبه ی جهانی این دانشگاه در سال ۲۰۱۲۱ در رتبه بندی QS در سطح جهانی ۳۱ بوده و از این لحاظ پس از دانشگاه تورنتو با رتبه ی ۲۵ جهانی در رده ی دوم برترین دانشگاه های کانادا محسوب می شود.

پاتوق

گپ و گفت با رونیا کاظمی، نابغه ایرانی که به شش زبان صحبت می کند 

چند ماه پیش به صورت اتفاقی در اینستاگرام با رونیا کاظمی آشنا شدم. یک فرشته نازنین ایرانی که کاملا مسلط  و با لهجه ای زیبا و دلنشین انگلیسی صحبت می کند. به عنوان کسی که چند سالی است زندگی در خارج از ایران را تجربه می کند و سختی یادگرفتن یک زبان جدید را لمس کرده ام و می دانم که خیلی از هم وطنان مهاجر هم با چنین مشکلی رو به رو هستند.

بیلبورد, موزیک

سارینا رضایی، ترانه سرا، نوازنده و خواننده 

سارینا رضایی متولد اردیبهشت ۱۳۸۳ است. او از ۱۵ سالگی نواختن گیتار را نیز نزد کیا کلهر شروع می کند. سارینا به زبان انگلیسی مسلط است و شعرهایی به پارسی و انگلیسی می نویسد و می خواند.

ادبیات ایران و جهان, داستان, فرهنگستان

پاییز پراگ 

به یک قدمی در خانه باغ که رسیدم از حرکت باز ایستادم، مکث کوتاهی کردم، انگار سنگینی چمدان را بیشتر احساس می کردم، می دانستم در پشت سر همه اهالی خانه باغ هنوز برای بدرقه به انتظار ایستاده اند. می خواستم سرم را برگردانم و برای آخرین بار به پشت سر نگاه کنم اما می ترسیدم از این که مبادا این آخرین نگاه زمینگیرم کند.