طنز | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

دسته: طنز

دوربرگردان, طنز

خاطرات یک در راه مانده – قسمت آخر 

در قسمت قبل، داستان رو تا جائی براتون تعریف کردم که دم دانشگاه‌ها و اساتید آمریکایی و غیر آمریکایی شاغل در آن کشور گرم، که همینجوری به درخواست من جواب مثبت می‌دادن و منو به زندگی امیدوارتر میکردن.

دوربرگردان, طنز, واکسیناسیون

عیدو نیار از تو کوچه به خونه! 

به خاطر اینکه هنوز خطر کوید۱۹ پابرجاست و این ویروس مثه وزغ داره هی جهش می کنه و اینور و اونور می جهه! با توجه به اظهارات مختلف مسوولین امر؛ من یه سری توصیه‌های بهداشتی ویژه عید برای شما دارم. شما هم انجامش بدین که از شر کرونا در امان بمونید.

به نظر منِ نوعی, دوربرگردان, طنز

ایران ۱۳۰۰، ایران ۱۴۰۰ 

مقایسه ی ایرانِ در آستانه ی ۱۴۰۰با ایران ۱۰۰ سال پیش، حتی به طنز، شاید کار معقولی نباشد. اوضاع ایران و ایرانیان در سالهای ۱۲۹۹ و ۱۳۰۰ به حدی اسفناک و دلخراش بود که هیچ مقایسه ی طنزآمیزی را برنمی تابد.ولی چاره چیست؟ ما اصرار داریم که این مقایسه را انجام دهیم.

دوربرگردان, طنز

خاطرات یک در راه مانده – قسمت چهارم 

باور بفرمائید بارها به این نتیجه رسیدم که برم به قبیله‌های سرخ‌پوستی بپیوندم و اسم خودم رو بذارم  پشت در سفارت مانده یا همون  در راه مانده‌ی بی‌سفارت . البته از اون جائی که برای پیوستن به قبیله‌های سرخ‌پوستی هم اول باید برم سفارت و بعدش ویزا بگیرم و هزار و یک داستان داره، کلا بی خیال شدم و فعلا به همین اسمی که دارم رضایت دادم!

به نظر منِ نوعی, دوربرگردان, طنز

شعر طنز حکایت آن شهباز که دل در گرو عشق کبوتری کرد 

شنیدستم که شهبازی کهنسال / کبوتر خانمی را کرد دنبال
ز شانس اش آن کبوتر خوبرو بود / قشنگ و مانکن و ناز و هلو بود
دُم اش را رنگ کرده پرکلاغی / و پییِرسینگ بر روی دماغی