پاتوق پلاک۵۲ | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

پاتوق پلاک۵۲

سرآغازی با صلح درون

گپ و گفت با پوران پوراقبال و سمیرا غلامی

موسسین دفتر مشاوره بالینی میدل پیس در ونکوور

شب تاریک و بیم موج و گردانی چنین هایل
کجا دانند حال ما ، سبکباران ساحل ها

آن هایی که مهاجرت در تقدیرشان رقم خورده احتمالا با تمام وجود احساس عدم امنیت و اضطراب نهفته در این کلام پرمغز حافظ شیراز را درک می کنند. آن روزی که از حاشیه امن خود خارج و با امید به ساختن فردایی بهتر پا به دنیایی جدید می گذاری، موجی از ترس و نگرانی مواجه شدن با نادانسته ها و تجربه هایی که ندیدی و نداشتی، وجودت را فرا می گیرد که شاید بزرگترین مشکل مهاجرین حتی تا سالیان طولانی بعد از شروع این تجربه است و اگر پاسخی درست به این احساس داده نشود، مهاجرت را تلخ و آدمی را افسرده می کند.

در این بین اما مهاجرینی را  می بینی که نه تنها استوار ایستاده اند ، بلکه دست یاری به سویت دراز می کنند تا در این دنیای نو بتوانی خودت را پیدا کنی، مانند مهمانان پاتوق چهل و چهارم پلاک ۵۲ خانم ها، پوران پور اقبال، سمیرا غلامی که به همراه آناهیتا کاویانی موسسین دفتر مشاوره بالینی میدل پیس هستند که بسیاری از ایرانیان مقیم در ونکوور بزرگ تجربه شرکت در سمینار های سلامت روان و گروه های حمایتی این دفتر را دارند.

حتی در دوران شیوع بیماری کووید۱۹ و خانه نشینی های طولانی، این گروه دست از رسالت خود نشستند و با برگزاری سمینارهای آنلاین، حامی مخاطبین برای گذر سالم از بحران های روحی بودند. اما این عزیزان در کنار برگزاری سمینارها، مسئول انجام پروژه مطالعاتی در حوزه آگاهی رسانی و مقابله با خشونت و نژاد پرستی از سوی وزارت دادگستری نیز کانادا هستند و نتایج مطالعاتی که انجام می دهند، در ساختن دنیایی بهتر خصوصا برای جامعه مهاجرین تاثیر گذار است.امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید.

فرش قرمزی به نام پاتوق

مهمانان پلاک ۵۲ در سال هزار و چهارصد

 در آستانه اسفندماه که به قول فریدون مشیری نرم نرمک بهار فرا می رسد، تصمیم گرفتیم نگاهی بیاندازیم به آنچه که در طول یک سال گذشته در پاتوق پلاک ۵۲ انجام داده ایم. ایده تولید برنامه پاتوق با هدف معرفی ایرانیانی که در عرصه های مختلف هنری، کارآفرینی، علمی و ورزشی دستاوردهای ارزشمندی داشته اند،‌ شکل گرفت و از اولین شماره پلاک ۵۲ به یکی بخش های پرطرفدار تبدیل شد. با دیجیتالی شدن پلاک۵۲، پاتوق تبدیل به یک گپ و گفت تصویری بدون محدویت جغرافیایی شد و به لطف تکنولوژی، افتخار میزبانی از چهل و دو مهمان در گوشه و کنار دنیا را داشته ایم.

با تشکر ویژه از مازیار مجیدی، کارشناس نام آشنای املاک در ونکوور بزرگ و حامی فرهنگ و هنر ایرانی که در ساخت مجموعه برنامه های پاتوق همراه و پشتیبان پلاک ۵۲ بوده اند.

اما سال ۱۴۰۰ شاید یکی از موفق ترین سال های برنامه پاتوق از نظر تنوع در دستاوردها و تخصص ها در مهمانان پاتوق بود. اولین مهمان ما در فروردین ماه، فرشته نازنینی و نابغه ای به نام رونیا کاظمی در تهران بود که تا حالا از ایران خارج نشده ولی با هدایت والدین خود موفق شده تا در سن ۹ سالگی به شش زبان با تسلط کامل صحبت کند. پس از آن در اردیبهشت ماه از تهران به استکهلم رفتیم تا با جزمین کارا گپ و گفتی داشته باشیم. جزمین یک هنرمند استثنایی و یک انسان شریف است. او پدری ایرانی و مادری سوئدی دارد و سال ها تجربه موفق در عرصه خوانندگی داشته است. او یک هنرمند حرفه ای است که خواندن را از خیابان های نیویورک شروع کرده ولی حالا هزاران طرفداردر سراسر دنیا دارد. نکته جالب درباره جزمین این است که پارسی نمی داند ولی پارسی را به زیبایی می خواند چون عاشق فرهنگ و هنر پارسی است. در خرداد ماه به ونکوور برگشتیم و میزبان هدیه صفیاری بودیم. هدیه که سال ها در حوزه درمان تحصیل کرده و تجربه به دست آورده است، حالا به عنوان یک کارآفرین موفق ایرانی در کانادا شناخته می شود. او اپلیکیشن هوشمندی طراحی کرده که به مردم این امکان را می دهد تا خدمات درمانی را کاملا مطابق با نیازهای خود انتخاب کنند. در تیرماه دوباره به استکهلم رفتیم اما این بار میزبان ماهان معین بودیم. ماهان یک خواننده و تهیه کننده حرفه ای در صنعت موسیقی است. جامعه ایرانی او را بیشتر از برنامه استیج به یاد می آورند اما او از کودکی در این حرفه قدم برداشته و دستاوردهای ارزشمندی با حضور موفق در مسابقات یوروویژن به دست آورده است. ماهان متولد لاهیجان در گیلان زیبا است و در کودکی به همراه خانواده به سوئد مهاجرت کرده است. در مرداد ماه میزبان کامبیز شریف در ونکوور بودیم. کامبیز یک مجسمه ساز حرفه ای و شناخته شده ساکن ونکوور است که افتخارات زیادی برای خود و  جامعه مهاجرین ایرانی در کانادا به دست آورده است. یکی از مجسمه های او به نام نیاز در یکی از خیابان های ونکوور چشم عابران را نوازش می دهد و به زودی کارهای بیشتری از او در گوشه و کنار ونکوور خودنمایی خواهند کرد.

در گرمای شهریور ماه، به شهر پرند رفتیم و افتخار میزبانی یک انسان بزرگوار و قابل تقدیر را داشتیم. علیرضا خوشگو بنیانگذار و مدیر اسکان پرند (سهند) که در این دنیای بی رحم، بدون هیچ کمک دولتی و با تکیه بر منابع مالی خود و تعدادی از حامیان حیوانات، با عشق سقفی امن برای بیش از ۴۵۰ سگ بی سرپرست، آسیب دیده و بیمار ساخته است. کاری بزرگ که فقط از عهده انسان های بزرگ بر می آید و بس. در مهر ماه عازم به تهران شدیم تا میزبان سولماز نراقی در پاتوق پلاک ۵۲ باشیم. سولماز کاری بزرگ در موسیقی ایرانی انجام داده است. او که یک هنرمند میان رشته ای است، با ظرافت موفق شده که موسیقی اصیل ایرانی را به آوایی دلنشین برای کودکان تبدیل کند. کاری ارزشمند که نشان می دهد اگر شناخت درستی از ظرفیت های موسیقی ایرانی وجود داشته باشد، نه تنها قدیمی، محزون و به دور از سلیقه امروزی نیست، بلکه می تواند از کودکی شادی بخش ما باشد. در آبان ماه میزبان بابک کریمی در شهر زیبای رم بودیم. بابک کریمی هنرپیشه ای دوست داشتنی و توانمند است که از ده سالگی در سینما نقش آفرینی کرده است. او از خانواده ای می آید که بنیانگذاران سینما و تیاتر بوده اند. پدرش استاد نصرت کریمی است و مادرش بانو اعلم دانایی. بابک کریمی در اروپا هم هنرپیشه ای شناخته شده است و با تسلطی که به زبان های انگلیسی و ایتالیایی دارد،‌ در فیلم های کارگردانان معروف اروپایی نقش آفرینی کرده است. او تنها ایرانی است که شانس بازیگری در مقابل اسطوره سینما، سوفیا لورن را در کارنامه خود دارد. در آ‌ذر ماه به لس آنجلس رفتیم تا با احسان کرمی گپ و گفتی داشته باشیم. احسان مجری یکی از محبوب ترین برنامه های رادیویی به نام مکث ۹۴ بود و با این برنامه خاطراتی برای رادیو دوستان ساخت که هیچگاه از یاد ها نخواهد رفت. او همچنین صداپیشه ای توانا است که در مجموعه کلاه قرمزی با شخصیت عزیزم ببخشید فرزندِ لطفا خنده ها بر لب کوچک و بزرگ آورد. احسان کرمی در تیاتر نیز خوش درخشیده و اجراهای موفقی در ایران و آمریکا داشته است. در دی ماه به ونکوور برگشتیم و میزبان یکی از ایرانیان هنردوست و نیکوکار بودیم. بانو آزیتا صاحب جمع که هنر آموخته رقص در مکتب عبداله ناظمی در گروه باله ملی پارس در ایران بوده اند و پس از مهاجرت به کانادا نیز با اجازه استاد، گروه ملی باله پارس را در ونکوور بنیان گذاشته اند. این گروه نقشی بسیار تاثیر گذار در حفظ، معرفی و تکامل رقص ایرانی در ترکیب آن با باله کلاسیک داشته اند و افتخارات زیادی برای هنر ایران زمین کسب کرده اند. اما در بهمن ماه به خلیج همیشه فارس سفر کردیم تا در دوحه در قطر، میزبان صبا صمیمی باشیم. صبا یک نوازنده، آهنگساز و خواننده طراز اول است که آثار موفقی از او در بسیاری از فیلم ها و سریال های محبوب سینما و تلویزیون شنیده ایم. او همچنین از ارکان گروه موسیقی دنگ شو در دوران اوج محبوبیت و فعالیت این گروه بود و عنوان پرفروش ترین آلبوم موسیقی تلفیقی را در آمازون به خود اختصاص دادند.

از دور دور تا خوانندگی

گپ و گفت با صبا صمیمی

آهنگساز،‌ نوازنده و خواننده

یکی از گروه های موسیقی صاحب سبک و جریان ساز که در طی دو دهه گذشته جانی نو به موسیقی ایرانی از نوع تلفیقی آن بخشید، دنگ شو است. گروهی که به همت شایا و پارسا شجاع نوری شکل گرفت و آوازه آن از مرزهای ایران خارج شد و حتی شیراز چل ساله آن عنوان پرفروش ترین آلبوم موسیقی آوانگارد را در آمازون به خود اختصاص داد. در طول مدت پرفراز و نشیب این گروه موسیقی، خوانندگان و نوازندگان مختلفی در دنگ شو آمدند و رفتند. از علی زند وکیلی و میلاد باقری، تا دکلمه خوانی آیدین آغداشلو و رویا نونهالی و هم خوانی غزل شاکری.
اما در این میان میان شاید بتوان از صبا صمیمی به عنوان یکی از پایه های استوار موسیقی دوران درخشان دنگ شو نام برد. صبا در خانواده ای اهل موسیقی در بروجرد پا به این دنیا گذاشته، کارنامه ای درخشان در نوازندگی و آهنگسازی دارد. او در سال ۱۳۸۵ به عنوان نوازنده سازهای کوبه ای به دنگ شو می پیوندد و آن جا را خانه خود می یابد. می گوید وابستگی اش به دنگ شو به حدی است که پس از آن نتوانسته با گروه موسیقی دیگری به عنوان نوازنده همکاری کند.

ورود به عرصه خوانندگی صبا هم داستان جالبی دارد. به تشویق پارسا و شایا خوانندگی را شروع می کند و اولین اجرایش به صورت مشترک با پارسا بوده که نتیجه آن دور دور است. ترانه ای که خوش درخشید و آغاز راه صبا در دنیای خوانندگی بود.

صبا صمیمی از آن نوازندگانی است که حضورش موفقیت هر خواننده و گروه موسیقی را تضمین می کند. او نه تنها به عنوان نوازنده با هنرمندان معروفی مانند علیرضا قربانی و بعد از آن با دنگ شو همکاری کرده بلکه به عنوان آهنگساز و نوازنده در فیلم ها و سریال معروف تلویزیون و سینما هم حضور داشته و همکاری با کارگردانانی مانند کمال تبریزی، بیژن میرباقری، سروش صحت، سعید آقاخانی و علی قوی تن را در کارنامه حرفه ای خود دارد.

این روزها صبا به شکل جدی به آهنگسازی و خوانندگی مشغول است و کارهایش مورد تحسین قرار می گیرد. یکی از تاثیر گذارترین آثار او که رویکردی اعتراضی به مقوله خشونت خانگی علیه دختران و زنان دارد، لالایی تلخ نام دارد که پس از قتل رومینا اشرفی به دست پدرش منتشر کرد و کمتر کسی است که با شنیدن این ترانه، چشم هایش خیس نشود.

صبا همچنین به عنوان داور به مسابقه موسیقی مترونم پلاک۵۲ پیوسته و با تکیه به رویکرد کاملا علمی و حرفه ای که دارد، راهنمای خوبی برای شرکت کنندگان برای پیشرفت در دنیای موسیقی است.  در پاتوق این شماره پلاک۵۲، میزبان صبا صمیمی بودیم.امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید.

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

باله کلاسیک با شوری ایرانی

گپ و گفت با آزیتا صاحب جمع

 بنیانگذار باله ملی پارس در کانادا

رقص یک زبان بین المللی است. روشی است که از طریق آن می توان به فرمی از ارتباط بدون کلام دست یافت. باستان شناسان از روی شواهد اعتقاد دارند که حتی انسان های پیش از تاریخ هم می رقصیدند.‌ ولی پاسخ گفتن به این پرسش که رقص چیست؟ بستگی به شرایط اجتماعی و فرهنگی و معیارهای زیبایی شناسی، هنرورزی و اخلاقیات هر جامعه ای دارد و طیف گسترده ای از حرکات، مانند حرکاتی کاربردی که در رقص فولکلور ایرانی دیده می شود، تا انواع رقص های کلاسیک مثل رقص باله را دربرمی گیرد.

 اما اگر سادگی دلنشین یک رقص فولکلور با زیر و بم و هیجان رقصی کلاسیک ترکیب شود، نتیجه کار به یادماندی خواهد بود مانند آنچه که عبداله ناظمی در گروه باله ملی پارس بنیان نهاد. گروهی وابسته به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران که در ۱۳۴۵ زیرنظر او تشکیل شد. برخی از هنرمندان این گروه عبارت بودند از آزیتا صاحب جمع، بنفشه بهرامیان، کلارا آوانسیان، گیتی عاقل‌منش، ماریانا فتحی‌وند، زهیدا کاظمی، اسماعیل لولوی، صالح صفوی، مهری انوشفر، آیدا امیرخانیان، محمود افشردی، مرصع انور، ناصر کاظمی، محبوبه دلاور، هوگو پاتی‌نیو، ایرج جاماسب، مهشید جم‌پور، هایده گنجه‌ای، سوسن دیهیم، سهیلا سعادت، بهروز منشنی، نوشین فرهمند، بهمن صدرعرفایی، خجسته میرغفوری، مهروان مردانبخش، شیرین داودی، آتش تقی‌پور و نینا بابایی و تا پایان فعالیت گروه در سال ۱۳۵۹، باله‌هایی چون زندگی چون کشتی است که هر لحظه کسی از آن به آب می‌افتد، مترسک، زلزله، طناب، زندگی، عشق، مرگ، دانش نه خرافات، پدر سخت‌گیر، برصیصای عابد، تخت جمشید، ماندارین، در رؤیایش، تنهایی، زرد و بنفش و کدام‌یک، را در ایران و خارج از ایران به روی صحنه بردند و همه جا مورد تحسین قرار گرفتند.اما پس از توقف فعالیت ها در ایران، آزیتا صاحب جمع که خود هنر آموخته مکتب عبداله ناظمی است، با اجازه او گروه ملی پارس را در ونکوور جانی دوباره می بخشد و این گروه به زودی به مرکزی برای آموزش علاقمندان، حفظ و توسعه رقص های فولکلور ایرانی در آمریکای شمالی می شود.

آزیتا تعریف می کند که ناظمی برای پاسداری از رقص های فولکلور، هنرمندانی از اقوام ایرانی را به کلاس درس دعوت می کرده تا بالرین های گروه از نزدیک حرکات آن ها را ببینند،‌احساس کنند و یاد بگیرند. آزیتا صاحب جمع راه او را در کانادا ادامه می دهد و با تلفیق رقص های اصیل ایرانی با باله کلاسیک، سبک دلنشین مخصوص خود را پایه گذاری می کند. سبکی که به هر دل پیر و جوان می نشیند و دلیلی می شود که حتی خیلی از نسل دومی ها در دیار فرنگ که کشور مادری را ندیده اند،‌ با حکایات شیرین ایرانی را بخوانند و آن ها را به رقص درآورند. این گروه تا قبل از شیوع بیماری کرونا، حضور منظمی در رویدادهای فرهنگی ایرانی و غیر ایرانی داشتند و نماینده ای لایق برای هنر ایرانی بودند که امیدواریم با عادی شدن زندگی، دوباره شاهد برنامه های کم نظیر این گروه باشیم.  آزیتا صاحب جمع هنرمندی تمام عیار است. او از هنر خود برای روشن نگاه داشتن آتش فرهنگ و هنر ایرانی استفاده می کند. اما این فقط یک روی سکه است. او انسانی نیکو کار است که به همراه همسرش، رضا جهانشاهی موسس بنیاد خیریه جزمین جهانشاهی، پیشگام در امور نوع دوستانه در سراسر دنیا هستند. در پاتوق این شماره پلاک۵۲، میزبان آزیتا صاحب جمع بودیم.امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید.

همه چیز از رادیو شروع شد

گپ و گفت با احسان کرمی
مجری، بازیگر، صداپیشه و خواننده

در اوائل دهه ۹۰ ، من و تعدادی از همکارانم عصرها ساعت خروج از محل کار را با شروع مسابقه رادیویی مکث ۹۴ در رادیو تهران تنظیم می کردیم تا در مسیر منزل با این برنامه جذاب ، خستگی یک روز کاری را از تن به در کنیم. بعضی وقت ها که ترافیک سبک تر بود و زودتر به منزل می رسیدم، مدتی در پارکینگ در اتوموبیلم باقی می ماندم تا برنامه تمام شود. به جرات شاید بتوان مکث ۹۴ را بعد از برنامه صبح جمعه شما، موفق ترین و پرشنونده ترین برنامه رادیویی دانست، برنامه ای که به ظاهر در قالب یک مسابقه رادیویی طنز، عملا با جسارتی کمتر دیده شده در رسانه های عمومی ایران، زیرکانه به کند و کار مشکلات اجتماعی آن روزها می پرداخت. در کنار سردبیر خوب این برنامه، میثم عبدی و تیم نویسندگان قوی آن، احسان کرمی که مجری این برنامه بود، نقشی به یادماندنی در رادیو از خود برجای گذاشت. ولی سرانجام مثل خیلی از برنامه های رادیو و تلویزیونی موفق دیگر، مکث ۹۴ هم بعد از مدتی و بدون ارایه دلیل به ناگهان از آنتن رادیو تهران پایین آمد و شنیده شد که احسان کرمی در رادیو ممنوع الکار شده است. به قول احسان کرمی عزیز، او بارها ممنوع الکار شده بدون اینکه بداند چرا و بارها ممنوع الکاری او برطرف شده باز هم بدون اینکه بداند چرا. بعد از رادیو، احسان کرمی را در چند برنامه تلویزیونی و به عنوان مجری در چند جشنواره از جمله افتتاحیه جشنواره فیلم فجر دیدیم که انصافا هر جا حضور پیدا کرده، خوش درخشیده است. حتی به عرصه موسیقی وارد شد و به عنوان خواننده، کارهای ارزشمندی انجام داده و طرفداران زیادی پیدا کرده است.

احسان کرمی، در صداپیشگی هم سرآمد است،صدای او به عنوان شخصیت عزیزم ببخشید فرزندِ لطفا در مجموعه کلاه قرمزی که فی البداهه اجرا می شود، بسیار موفق است و هر قسمت آن هزاران بار لبخند به لب مردم آورده است.

اما شاید فصل مهم نویی در زندگی احسان کرمی، روی صحنه تیاتر جان گرفته است. او درس تیاتر را نزد استاد میکائیل شهرستانی شروع کرده و در آثار بزرگانی همچون محمد رحمانیان و علیرضا خمسه نقش آفرینی کرده است.احسان کرمی به همراه علیرضا خمسه حدود دو سال پیش نمایش بگو مگو را در چند شهر آمریکا به روی صحنه بردند. هر چند که تور این نمایش به دلیل شیوع بیماری کرونا، نیمه کاره ماند، اما اجراهایی که در چندین شهر برگزار شد، موفقیت زیادی به همراه داشت.  احسان کرمی این روزها در اورنج کانتی در کالیفرنیا اقامت دارد. او علاوه بر تدریس دوره های فن بیان موثر ، به همراه برزو ارجمند در حال تمرین نمایش پازل هستند که به زودی تور جهانی آن آغاز می شود. امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید.

ورود به سینما با درشکه چی

گپ و گفت با بابک کریمی

مدرس، تدوینگر و بازیگر سینما و تلویزیون در  ایران و اروپا

پدرش در ده سالگی او را جلوی دوربین فیلمبرداری در فیلم درشکه چی قرار می دهد و با آن وارد سینما می شود. بعد از آن سال ها تجربه کسب می کند. می گوید در سینما به غیر از گریموری و بدلکاری،‌ همه کار را تجربه کرده است. از چسباندن پلاکارد در کوچه و خیابان و بلیت فروشی و آپاراتچی بودن تا تدوین و فیلمبرداری و بازیگری. اما این تمام ماجرا نیست. در انستیتو روسلینی رم،‌ درس سینما می خواند و در دانشگاه سینمایی چنترواسپریمنتاله تدریس می کند.

اصغر فرهادی با دیدن فیلم بلیت‌ها ساخته عباس کیارستمی، او را برای حضور در فیلم جدایی نادر از سیمین در نقش قاضی انتخاب کرد. فیلم خوش می درخشد و جایزه خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین در سال ۲۰۱۱ را به همراه سایر هنرپیشه های مرد این فیلم به دست می آورد. بعد از آن در دو اثر دیگر اصغر فرهادی یعنی گذشته و فروشنده هم بازی می کند.

در سینمای اروپا او را به خوبی می شناسند. او علاوه بر حضور در پروژه ‌های مستند به عنوان کارگردان، فیلم‌بردار و تدوینگر در کشورهای مختلف، تدوین فیلم‌های سینمایی پلاچیروریتسوتو، مارکیز و رأی مخفی را بر عهده داشته ‌است.

مقابل دوربین بزرگان سینما بازی کرده و هم بازی ستاره ها بوده است. بازی سرشار از ظرافت و احساس او در فیلم زندگی پیش رو (The Life Ahead) در کنار سوفیا لورن، هیچ وقت از یاد نخواهد رفت.

بابک کریمی را شاید بتوان یکی از نوادر سینمای ایران نامید. مجموعه کاملی از دانش و تجربه در دنیای هنر هفتم.

او فرزند بانو اعلم دانایی و استاد نصرت کریمی است. دو انسان بزرگی که از بنیانگذاران تیاتر و سینمای ایران هستند و  داستان زندگی آن ها به تنهایی فراز و نشیب یک قرن تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران را در خود جای می دهد. بابک کریمی می گوید که عشق، ستاره می سازد.

او خود ستاره ای در آسمان هنر ایران است. امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید.

عبور از مرزهای سنتی و خلق دنیایی شاد برای کودکان با موسیقی سنتی ایران

گپ و گفت با سولماز نراقی

ترانه سرا و نغمه پرداز کودکان

شاید نگاهی که حضرت مولانا به موسیقی دارد، دل نشین ترین تفسیر برای روح و جان ما باشد. نگاه ایشان به موسیقی دو ویژگی مهم دارد. اول اینکه موسیقی از دل طبیعت زاییده شده است و به همین دلیل با فطرت آدمی سازگار است. دوم به این اشاره می کند موسیقی اصلا ریشه‌ای بهشتی و ماورایی دارد. حضرت می فرماید:

 پَس حکیمان گفته‌اند این لَحْن‌ها      از دَوارِ چَرخْ بِگْرفتیم ما

بانگِ گَردش‌هایِ چَرخ است این که خَلْق    می‌سَرایَنْدش به طَنْبور و به حَلْق

در واقع مولانا می گوید که موسیقی از طبیعت اقتباس شده است چون طبیعت خودش موسیقی دارد و هدیه آسمانیان است به اهل زمین. کودکان تمیز ترین موجودات هستند. روح طبیعت در آن ها جاری است، آلوده نشده اند و چه بهتر که از طبیعت برای ساختن دنیایی شاد برای آن ها الهام بگیریم و چه ابزاری بهتر از موسیقی. موسیقی که محترم باشد، از دل برآید و در آن معنی موج بزند، درست مانند موسیقی سنتی ایرانی خودمان. وقتی که از موسیقی سنتی ایرانی صحبت می شود، خیلی از ما احساس می کنیم که محزون و قدیمی و دور از سلیقه امروز است. اما مهمان پاتوق این شماره پلاک ۵۲، سولماز نراقی به موسیقی سنتی نگاهی دیگر دارد. او معتقد است که موسیقی ایرانی ظرفیت های بی شماری دارد که از چشم ها دور مانده است.

سولماز نراقی که هنرمندی میان رشته ای است، با زیبایی و مهارت و با تلفیق رسانه های هنری و با استفاده از ظرفیت های فراموش شده موسیقی سنتی ایرانی،‌ سبک جدیدی از ادبیات به روز را برای کودکان خلق کرده است. سبکی که سرشار از ترانه و رنگ و موسیقی ایرانی است که شادی می آفریند و به دل ها می نشیند. سولماز نراقی تجارب ارزشمندی در دنیای هنر دارد. از خطاطی و ساخت فیلم کوتاه تا همکاری با عباس کیارستمی و اجرای تیتراژ ماندگار فیلم شیرین. او این روزها بیشتر با عبارات و ادبیات خاص خودش برای کودکان ترانه می سراید و آن ها را می خواند و با نغمه سه تارش آن ها تزیین می کند. امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید.

پناهی برای بی پناهان

گپ و گفت با علیرضا خوشگو

بنیانگذار اسکان سگ های بی پناه سهند

شیخ اجل سعدی شیرازی حدود هشتصد سال پیش در بوستان خود در باب دوم در احسان ما را توصیه می کند که حتی موری را نیازاریم. خیلی از ما هم این روزها در دنیایی که انسان به انسان رحم نمی کند،‌ دم از حیوان دوستی می زنیم. شاید ژست قشنگی باشد و هاله روشنفکری در جمع به ما بدهد. اما وقتی پای عمل به میان می آید،‌ معمولا کمتر کسی حاضر می شود همت کند،‌ از گلوی خودش بزند، خرج و مخارجش را کم کند و حیوانی مظلوم را سرپناه باشد. مخصوصا در کشورهایی که ملاحظات اقتصادی،‌ فرهنگی و اعتقادی موضوع حمایت از حیوانات مظلوم بی سرپرست را به حاشیه ای دور رانده است. مانند کشور خودمان ایران که اخبار ناخوشایند از نحوه برخورد با سگ های بی سرپرست روح و روان ما را آزار می دهد.

اما در همین روزگار وانفسا،‌ خوشبخت هستیم که هنوز انسان های بزرگی را می شناسیم که از حرف فرا می روند و با در اختیار داشتن کمترین حمایتی،‌ سپر بلای این موجودات بی گناه می شوند. یکی از این انسان های بزرگ که افتخار داشتیم در پاتوق پلاک ۵۲ میزبانشان باشیم، آقای علیرضا خوشگو، حامی حیوانات و بنیانگذار اسکان سگ های بی سرپرست سهند (پرند) هستند. ایشان سال ها پیش کسب و کاری تجاری خود را به حداقل رسانده اند و عاشقانه سقفی ساخته اند برای نگهداری از سگ های بی سرپرست. برای اینکه عظمت کار ایشان کمی برایمان ملموس تر باشد، کافیست چشمان خود را ببندیم و پناهگاهی را مجسم کنیم که زیر سقف آن چهارصد و پنجاه سگ کوچک و بزرگ، سالم و بیمار از گونه و نژادهای مختلف زندگی می کنند، تیمار می شوند، محبت می بینند.و جالب تر اینکه چراغ این پناهگاه فقط از حمایت من و شما روشن می ماند. من و شمایی که اگر واقعا به حیوانات علاقمند هستیم، می توانیم با اختصاص مبلغ بسیار ناچیزی از سبد هزینه ماهانه خود، کمکی باشیم به روشن ماندن و پرنور تر شدن چراغ این پناهگاه ها در ایران.

مسئولیت ما هایی که خارج از ایران زندگی می کنیم، سنگین تر است. برای ما پرداخت ماهانه مبلغی مثل ده یا بیست دلار، کار سختی نیست اما همین مبالغ کم می تواند تاثیر بزرگی بر بهبود زندگی هزاران حیوان بی سرپرست در ایران بر جای بگذارد.فقط کافیست اراده کنیم، مصمم باشیم و هر ماه کمک ها را تکرار کنیم چون سگ ها مثل هر موجود زنده دیگری، نیازهای هر روزه دارند که برای تامین آن ها باید جریانی ثابت از نقدینگی در پناهگاه ها وجود داشته باشد.صمیمانه امیدواریم از دیدن این گپ و گفت لذت ببرید و همین امروز به خانواده حامیان حمایت از حیوانات بی سرپرست بپیوندید. باشد که از دعای این موجودات بی گناه و مظلوم، شادی و برکت زندگی ما را فرا گیرد. آمین