نوستالژی | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

برچسب: نوستالژی

هزار و یک روز - خر ملا
داستان, فرهنگستان, فرهنگستان-۴۱, هزار و یک روز

داستان های هزار و یک روز – اپیزود دوم : داستان خرِ ملا 

تمامِ در و دیوارِ و سقفِ قهوه خونه، از دود سیاهِ سیاهه. این موقعِ روز بساطِ شاه رجب کِساده اما، شب ها وقتی مرشد قنبر داستانِ رستم و سهراب رو نقل میکنه بیشترِ جوون ها و بچه ها و پیرمردها مشتریش می شن.

هزار و یک روز - ملاباجی
داستان, فرهنگستان, فرهنگستان - ۴۰, هزار و یک روز

داستان های هزار و یک روز- اپیزود اول: داستان ملاباجی 

اتاقمون بزرگ نبود اما کُرسیمون گرمِ گرم بود. به هر طرفِ کرسی، یک پِله می گفتیم. پله ی بالا، جای بابام بود، این وَرِش مادرم می نشست و اون سَمتش خواهرم ولو می شد. جای من، پله ی پایین بود نزدیکِ در. همه جز من…

داستان, فرهنگستان, قصه های شبانه

بند تنبان کدخدا – قسمت دوم 

ننه جون بد خُلق شده بود. حق هم داشت توی اون ظلمت و تاریکی و تنهایی غیر از نقِ و نوق زدن چاره ای نداشت وقتی می دید از صلوات فرستادن هم کاری ساخته نیست تیر بارِ زبانش را روی رگبار گذاشت و تمام کایینات…

بند تنبان کدخدا - قسمت اول
داستان, فرهنگستان, قصه های شبانه

بندِ تُنبانِ کد خدا – قسمت اول 

وقتی قطار از روی پلِ رضا شاهیِ شمال رَد می شد، شب از نیمه اش هم رَد شده بود که، همه برای سلامتیِ مسافرها که خودشون باشند، صلوات فرستادند. اما من از زیر صندلی که قاطی خِرت وپِرت ها، پنهانم کرده بودند که پول بلیطم…