داستان کوتاه | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

برچسب: داستان کوتاه

ادبیات ایران و جهان, داستان, فرهنگستان

داستان کوتاه سلدیس 

چند روزی بود که در شبکه های اجتماعی در جستجوی همکلاسی دوران دبستانم بودم. بسیار مشتاق بودم تا پیدایش کنم. دختر ظریفی که توازن زیبایی از صورتی گرد، پوستی گندم گون، بینی کوچک را به رخ می کشید. چشم هایش مثل دو خلیج که خدا با حوصله آنرا خلق کرده باشد روی صورتش پادشاهی می کرد.

داستان, فرهنگستان

آرشالویس 

مادام پله ها را یکی دو تا کرده بود و یک نفس آمده بود بالا تا بفهمد چرا دکتر فرهان را امروز شنبه صبح مثل همه سی سال گذشته که هر روز صبح ساعت ۷ برای رفتن به کاخ دادگستری از مقابل مغازه قهوه فروشی اش رد می شد ندیده است.

ادبیات ایران و جهان, داستان, فرهنگستان

پاییز پراگ 

به یک قدمی در خانه باغ که رسیدم از حرکت باز ایستادم، مکث کوتاهی کردم، انگار سنگینی چمدان را بیشتر احساس می کردم، می دانستم در پشت سر همه اهالی خانه باغ هنوز برای بدرقه به انتظار ایستاده اند. می خواستم سرم را برگردانم و برای آخرین بار به پشت سر نگاه کنم اما می ترسیدم از این که مبادا این آخرین نگاه زمینگیرم کند.

چاه
خاطرات کودکی

داستان راه و چاه – قسمت سوم و آخر 

همیشه ما، در کنارِ بچه هامون نمی مانیم، از قدرت و توانایی­هایی که در وجودِ کودکانتان هست آن ها را آگاه کنید،‌ فکر  کردن را یادشان بدهید .جهان را انسان­هایی ساخته اند که متفکر بوده اند نه آن­هایی که از دیگران تقلید کرده اند. پس…

داستان, فرهنگستان, قصه های شبانه

بند تنبان کدخدا – قسمت دوم 

ننه جون بد خُلق شده بود. حق هم داشت توی اون ظلمت و تاریکی و تنهایی غیر از نقِ و نوق زدن چاره ای نداشت وقتی می دید از صلوات فرستادن هم کاری ساخته نیست تیر بارِ زبانش را روی رگبار گذاشت و تمام کایینات…

پادکست های طوفان مهردادیان
شنیدنی ها, شنیدنی های داستان

داستان های کوتاه از ادبیات ایران و جهان 

از قدیم گفته اند درخت هر چه پربار تر باشد، ‌افتاده تر است. به کلام ساده می آید ولی وقتی زندگی با شهرت عجین شود، دیگر افتادگی کار هر کسی نیست. مخصوصا وقتی چهره ات را در تلویزیون و سینما نشان دهند، یا مردم با…