داستان صوتی | پلاک ۵۲

آخرین شماره مجله پلاک52

برچسب: داستان صوتی

ادبیات ایران و جهان, پادکست, داستان, فرهنگستان

داستان محمـود و نـگار 

این‌ها رو که واسه‌ت تعریف می‌کنم بنویس آقا روزنومه چی؟ بنویس تا عالم و آدم ماجرای ما رو بخونن و عبرت بگیرن. اسم من محموده، اسم اون نگار… اسم قصه‌مونو بذار محمود و نگار، بذار ملت بخونن و گریه کنن، بخونن و زار بزنن… بلاهایی که سر لیلی و مجنون، سر اصلی و کرم، سر شیرین و فرهاد اومد پیش بلاهایی که سرِ ما اومده اصلش به حساب نمی‌آد.

ادبیات ایران و جهان, پادکست, داستان, فرهنگستان

ترس های بی مورد 

فـرنـاند‌‌و سـورنتینـو، نویسند‌‌ه‌ی آرژانتینی، متولد‌‌ ۸ نوامبر ۱۹۴۲ د‌‌ر بـوینـس آیرس است. د‌‌ر غالب آثار وی د‌‌رونمایه‌ های خیالی و گاه وحشت نقش عمد‌‌ه‌ای د‌‌ارد‌‌. او با آنکه بیش از سی سال سابقه‌ی نویسند‌‌گی د‌‌ارد‌‌، فهرست آثار چند‌‌ان طویلی ند‌‌ارد‌‌ و د‌‌ر نوشتن سخت‌گیر است.

مجموعه طنز گوزن طولانی از مجله پلاک ۵۲
شنیدنی ها, شنیدنی های طنز

مجموعه طنز «گوزن طولانی» 

گوزن طولانی مجموعه داستان صوتی داوود قنبری است که با نگاه موشکافانه خود، بر تن مشکلات فرهنگی و اجتماعی امروز جامعه ایرانیان در داخل و خارج از کشور مادری، به زیبایی لباس طنز می پوشاند. داوود قنبری دبیر کیوسک پلاک ۵۲ است. او فعالیت مطبوعاتی…

چاه
خاطرات کودکی

داستان راه و چاه – قسمت سوم و آخر 

همیشه ما، در کنارِ بچه هامون نمی مانیم، از قدرت و توانایی­هایی که در وجودِ کودکانتان هست آن ها را آگاه کنید،‌ فکر  کردن را یادشان بدهید .جهان را انسان­هایی ساخته اند که متفکر بوده اند نه آن­هایی که از دیگران تقلید کرده اند. پس…

دوربرگردان, شهرام خان از فرنگ برگشته, طنز

بازگشت به وطن برای جوانی کردن 

به محض این که شنیدم وزیر جوان مخابرات توییت زده و به دانشجویان توصیه کرده جوانی کنند با خودم گفتم به ‎به، الان وقت بازگشت به ایران است. کاسه کوزه‎ام را جمع کردم و بلیت گرفتم و با اولین پروازی که با وجود شرایط کرونایی…

داستان, فرهنگستان, قصه های شبانه

بند تنبان کدخدا – قسمت دوم 

ننه جون بد خُلق شده بود. حق هم داشت توی اون ظلمت و تاریکی و تنهایی غیر از نقِ و نوق زدن چاره ای نداشت وقتی می دید از صلوات فرستادن هم کاری ساخته نیست تیر بارِ زبانش را روی رگبار گذاشت و تمام کایینات…

پادکست های طوفان مهردادیان
شنیدنی ها, شنیدنی های داستان

داستان های کوتاه از ادبیات ایران و جهان 

از قدیم گفته اند درخت هر چه پربار تر باشد، ‌افتاده تر است. به کلام ساده می آید ولی وقتی زندگی با شهرت عجین شود، دیگر افتادگی کار هر کسی نیست. مخصوصا وقتی چهره ات را در تلویزیون و سینما نشان دهند، یا مردم با…

دوربرگردان, طنز, عمه خانم را دریاب

عمه خانم سهام‌دار! 

آسایشگاه جدید عمه خانوم قدیمی بود. قدمتش به سن خود عمه می‌رسید. بنیان‌گذارش چند دهه قبل مرده بود و حالا مدیریتش را دکتر نیما، نوه او به عهده داشت. جوانی سی و چند ساله، معتاد و همیشه خواب. دو هفته از وقتی که عمه را…