عمه به زندان علاقمند می‌شود


عمه خانم را دریاب

پری سا شمس


آمدم ملاقات عمه خانم! این بار در ندامتگاهی معروف. عمه با چادری پر از نقش ترازو روبه‌رویم نشست.

-عمه جان! خبر خوب براتون دارم.

+دلار کشیده پایین؟

-نه!

+طلا کشیده پایین؟

-نه!

زمین کشیده پایین؟

-نه! نه! عمه همه چی کشیده بالا!

+پس تو غلط میکنی می‌گی خبر خوب دارم. خبر خوب فقط اینه که بکشه پایین.

-خبر خوب اینه که دارم کاری می‌کنم که با قرار یه وثیقه کوچیک آزاد بشین.

+الهی حناق بگیری! الهی کرونا بزنه به جونت سه چهار هفته قرنطینه شی بلکه من یه نفس راحت بکشم. الهی...

-چرا عمه جون؟ چرا منو نفرین می‌کنین؟

+چون می‌خوای منو از اینجا بیاری بیرون.

-عمه شما واقعا دوست داری زندانی باشی؟

+آره بابا! اینجا خیلی بهتره از اون خانه سالمندانه. خیلی بیشتر بهم خوش می‌گذره.

-شوخی می‌کنین دیگه، نه؟

+نه! معلومه که نه! اینجا همه جوونن، خیلی خوش می‌گذره.

-عمه خانوم از کی تا حالا شما اینقدر تغییر رویه دادین؟

+کدوم تغییر رویه؟

-تو کل خاندان ما این موضوع بی‌سابقه‌اس.

+کدوم موضوع خیر ندیده؟

-همین که معاشرت با آدمای خلافکار برای شما جذاب شده.

+برو گم‌شو فکر کرده من فقط اینجا با قاتلها و دزدا دوستم.

-نیستین؟

+چرا خب! بهترین دوستم نسرین تیزی‌کش، قهرمان قمه‌زنی بوده، اگه قمه رو تا دسته نمی‌کرد تو شیکم خوار شوهرش الان اینجا نبود.

-بفرما! دوست صمیمی‌تون قاتله.

+نه! دوست صمیمیم، پروین آشپزه.

+خدا رو شکر با یه کدبانو رفاقت می‌کنین.

+آشپز شیشه‌اس باباس. ولی بچه‌های بند می‌گن دستپختش خیلی خوب بوده.

-ای خدا! قشنگ گشتین خلاف‌ترین‌ها رو برای دوستی انتخاب کردین، نه؟

+نه! خلافکارترین سهیلا بنداندازه که اصلا تو بند ما نیست.

-آرایشگره؟

+نه! دختر قاچاق می‌کرده عمارات. اتفاقا یه بار وقت هواخوری منو دید گفت حیف که جفت‌مون تو حبسیم، تو با این بر و رو اگه ده سال پیش به پست من می‌خوردی یه شوهر پولدار عرب برات جور می‌کردم.

-ده سال پیش شما ۷۵ سالت بوده...

+بوده که بوده! شاه بخشیده شاه قلی نمی‌بخشه. اصلا به تو چه؟

-عمه خواهش می‌کنم ادامه ندین. من شما رو تا شنبه از اینجا میارم بیرون.

+نیاری‌ها! اینجا دوست فرهیخته هم دارم. بذار بمونم.

-آدم فرهیخته اینجا چیکار می‌کنه؟

+هستن بابا، زیادن. وکیل و نویسنده و دانشجو...قول می‌دم دیگه با اینا بپرم. بذار بمونم.

-نه عمه جان! می‌خوای بمونی بمون ولی با همون خلافکارا بپری خطرش کمتره.

وقت ملاقات تمام شده بود.


از همین نویسنده بخوانید : عمه در هلفدونی

بیلبورد

سینا کاکاوند

نوازنده گیتار و خواننده



#pelak52 #Parisa_Shams

#پلاک۵۲ #پریساـشمس

PELAK52 Media and Advertising Inc.

Vancouver : 586 Silverdale Pl, North Vancouver, BC V7N 2Z5

(778)682 6253 (778)929 5362

Toronto :15 Carousel Crescent ,RichmondHill, ON, L4E 3X7

(416) 875-8543

  • Instagram
  • Facebook
  • Twitter
  • LinkedIn - Grey Circle