سیمون دوبووار یکی از مشهورترین و برجسته ترین روشن‌فکران در قرن بیستم است. با آن‌که یک قرن و اندی از زندگی و تولد او گذشته‌است؛ اما هنوز کتاب‌هایش خواندنی و قابل تامل هستند.

دوبووار از زمانی‌که خودش را شناخت شروع به فعالیت در زمینه اندیشه های اگزیستانسیالیسم کرد و همراه و همیار ژان‌پل سارتر برای اندیشه هایشان جنگید.

سیمون دوبووار و ژان‌پل سارتر

سارتر و دوبووار با اندیشه‌های چپ‌گرای خود در اتفاقات و امور سیاسی آن زمان تاثیر فراوانی داشتند. اندیشه‌های متفاوت سیمون در زمینه فمینیسم او را بسیار خاص و زبانزد کرده‌است. این دو اندیشمند بنیان‌گذار مکتب فلسفی اصالت وجود، با همدیگر به کشورهای مختلف سفر و در مورد اندیشه‌هایشان صحبت می‌کردند این امر در زنده نگه داشتن این مکتب فلسفی بسیار حائز اهمیت بود و با این روند توانستند اندیشه‌های اگزیستانسیالیسم را پرورش دهند .

دوبوار بیشتر ساعات زندگی اش خود را وقف نوشتن کتاب و مقاله کرده بود و یکی از آخرین نوشته‌هایش کتابی به نام کهن‌سالی است. در این کتاب موشکافانه به این دوره‌ از زندگی پرداخته‌است که مهم‌ترین دوره زندگی هر فردی است و کم تر فیلسوف و نویسنده ای در این باره سخن گفته است. این نویسنده فرانسوی آرای متفاوتی در مورد دین، زن و جنسیت داشت و هنوز این اندیشه‌ها مورد بحث و انتقاد هستند.

سیمون دوبووار

کتاب کهن‌سالی ازجمله کتاب‌هایی است که خواندن و تامل درباره آن بسیار دل انگیز و گاهی تکان دهنده است. کهنسالی همیشه در سکوت می گذرد هر چند در آن دوره نباشید روزی به آن دوره نزدیک می شوید و خواندن این کتاب را به همه خوانندگان توصیه می کنم.

این مجموعه دو جلدی بسیار نفیس نخستین بار در سال۱۳۶۵ ترجمه شد، در این فرصت به معرفی جلد نخست آن اشاره خواهم داشت.

سیمون دوبوار در این کتاب به گفته ی خودش سعی می کند به تحلیل اوضاع و شرایط افراد کهنسال از دو زاویه دید، درونی و برونی، بپردازد. زاویه ی بیرونی، نگاه اطرافیان به کهنسالی و روابط و مناسبات آن است و زاویه ی درونی، نگاهی است که خود فرد کهنسال به روابطش با جامعه و اجتماع و شرایط اجتماعی اش دارد.

کتاب کهنسالس نوشته سیمون دوبووار
او در دیباچه ی کتاب، با تشریح و شناسایی شرایط، درکی سهل را برای خوانندگان ایجاد می کند. در ادامه و در فصل نخست، کهنسالی و زیست شناسی را با این توصیف که مراحل حیات انسان با چهار فصل طبیعت هم خوانی دارد ادامه می دهد.

در بخش دوم از فصل اول «اطلاعات قوم­­ شناسی» دوبووار وضعیت کهنسالان را در جوامع بدوی بررسی می ­کند که بسته به«یک­ جا نشین» بودن قبیله و یا«کوچ­ نشین» بودن آن، مقام و منزلت کهنسال متفاوت است و صد البته بیش از هر چیز بنیه ی اقتصادی جامعه حرف اول را می ­زند.


در بخش سوم از همین فصل «کهنسالی در جوامع تاریخی» دوبووار معترف می ­شود که بشر امروز به زحمت می ­تواند بداند که وضع کهنسالان در میان ملل باستانی چگونه بوده و تنها از طریق آداب ­و رسوم و اسطوره­ های آن­ ها، حدس­ هایی می ­زند. بعد مطرح می ­کند که چه گونه کهنسالی در جوامع امروزین پدیده ای مغشوش است، زیرا از سویی اخلاق رسمی نگه­ داری و حرمت به سال­ خوردگان را لازم می ­آورد و از سوی دیگر همه ی اعضای خانواده، دانسته و نادانسته، طوری رفتار می ­کنند که ناتوانی­ ها و اشتباهات سال­ خوردگان را به روی آن­ ها می ­آورند و وادارشان می ­کنند به نقشی انفعالی و غیرفعال تن بدهند. گاهی هم کار را به آن جا می رسانند که با تشویق سال­ مند به این که به خانه ی سال­ مندان برود و ببیند که خوشش می ­آید یا نه گولش می ­زنند، او را در آن­ جا ول می ­کنند و شاید دیگر احوالی هم از او نپرسند.

حالا انسان کهنسال چه می ­تواند بکند! از این­ جا به بعد دوبوار، کهن سالی را از دیدگاه خودِ کهن سالان مورد بررسی قرار می ­دهد و سعی می ­کند بفهمد دنیا از دیدِ او، که خیلی از کار ها و لذایذ زندگی دیگر برایش تابو است، چگونه است؟

دوبووار درمی ­یابد هر سال خورده ای، راهی برای مقابله یافته اما سر جمع و به گفته ی ارسطو: « آنان دیگر نمی ­توانند بخندند.»
در بخش چهارم کهنسالی در جهان امروز نیز نویسنده سعی می کند با توجه به شرایط عصر حاضر، البته در همان دوره، به بازگویی حقایقی در رابطه با کهنسالی بپردازد که تا کنون کسی با خوانندگان در میان نگذاشته اند. امید است با خواندن این منبع مفید در کوره راه های نرفته، به تجربیاتی ناب دست یابیم.