بسیاری اعتقاد دارند که اگر چرچیل نبود، حالا ما در دنیای دیگری زندگی می کردیم. دنیایی که نازی ها معمار آن بودند. او را فاتح جنگ جهانی دوم می دانند. چرچیل در تاریک ترین روزهای قرن بیستم با به دست گرفتن رهبری بریتانیا، موفق شد اروپای به زانو در آمده در برابر هیتلر را با همراهی آمریکا به سمت پیروزی هدایت کند. او در هر دو جنگ جهانی، نقش تعیین کننده ای در پیروزی داشت و به همین دلیل مظهر زیرکی برای عامه مردم است.

اما یکی از جنبه های زندگی وینستون چرچیل که شاید به آن کمتر پرداخته شده، استعداد شگرف او در عرصه نویسندگی است. می گویند او در طول جنگ جهانی دوم، روزی پنج هزار کلمه می‌ نوشته است. سخت کوشی او در نوشتن و خلق آثاری ماندگار، برایش جایزه ادبی نوبل در سال ۱۹۵۳ را به ‌خاطر «چیره‌دستی‌اش در توصیف وقایع تاریخی و زندگی‌نامه‌ای و نیز فصاحت بیانش در دفاع از آرمان‌های والای انسانی» به همراه آورد. افتخاری بزرگ که نصیب نویسندگان معدودی می شود.

 

 

ما هم در تاریخ پر فراز و نشیب خود، سیاستمداران ادیب، کم نداشته ایم. از بزرگمهر حکیم، تا ابوعلی سینا و قائم مقام فراهانی و ملک الشعرای بهار و جالب است که در هر برهه تاریخ کشورمان که ادیبان به سیاست رسیده اند، هر چند که معمولا زمان کوتاهی بر مصدر امور بوده اند، اما سرمنشاء خیر شده اند و مانند چراغی پر نور بر تارک تاریخ درخشیده اند.

یکی از سیاستمداران فرهیخته که خبر درگذشت او در هفته گذشته اندوهی به دل های ما نشاند،‌ ایرج پزشکزاد بود.

پزشکزاد در عرصه نویسندگی معمولا با سریال جاودانه دایی جان ناپلئون شناخته می شود که بر مبنای داستانی از او به همین نام ساخته شده است. این رمان نیم قرن پس از انتشارش، شناخته ‌شده‌ترین اثر پزشکزاد به شمار می‌رود که یک دوره تاریخی را بازگو می‌کند و با آن می‌توان تصویری کامل از جامعه ایران معاصر به دست آورد.


یکی دیگر از داستان های طنز ماندگار او « ماشااله خان در بارگاه هارون الرشید» است،‌ داستان مفرح سفر در زمان یک نگهبان بانک به نام « ماشااله خان». روایت مردی که ناخواسته به گذشته سفر می‌کند، تفنگ‌ به دست وارد حرم‌سرای خلیفه عباسی در بغداد می‌شود و با چند کلمه عربی که از درس‌های مدرسه به یادش مانده، سعی می‌کند از زن‌های حرم‌سرای هارون‌الرشید دلبری کند. پزشکزاد ده ها اثر ارزشمند دیگر در حوزه طنز، تاریخ و ترجمه هم دارد که ذکر آن ها از حوصله این مطلب خارج است.

اما در کنار نویسندگی، پزشکزاد یک سیاستمدار فرهیخته و وطن دوست بود که کمتر به آن پرداخته شده است. او که در ایران و فرانسه درس حقوق خوانده بود، پنج سال قضاوت در دادگستری و پس از آن خدمت در عالی ترین سطوح در وزارت امور خارجه را در کارنامه خود دارد. پزشکزاد در یکی از سخنرانی هایش می گوید:

« در میان ایرانیان، مثل همه مردمانی که پیشتر استعمار شده‌اند، یک نوع ویروس وجود داشت و همچنان وجود دارد: این‌که ما فکر می‌کنیم همه بلاهای کشور از انگلیسی‌ها یا خارجی‌ها سرچشمه می‌گیرد.»

اظهار نظر جالبی از یک دیپلمات آگاه به امور که سعی کرد این واقعیت تلخ را با چاشنی طنز از زبان دایی جان و مش قاسم به گوش مردم برساند،‌ به این امید که نام این ویروس در یادها باقی بماند.

ایکاش سیاستمداران ادیب باشند.

نام و یادش گرامی باد