دروغ مصلحت اندیش، نگاهی به حکایتی از سعدی (بخش دوم)

در شماره ی پیشین، حکایتی از سعدی نقل کردیم درباره ی دروغ مصلحتی. در تعریف دروغ مصلحت آمیز و در اصطلاح «دروغ مصلحتی» گفته اند: «دروغی است که با هدف نیل به یک مصلحت انجام می گیرد.»
یعنی یک اصل از اصول مهم روابط انسانی زیر پا گذاشته می شود تا مصلحتی، که گاه کاملا فردی است و گاه اجتماعی و انسان دوستانه، شکل بگیرد.

چنین کنند بزرگان با صدای محمد مفتاحی


مطالعه کنید: چنین کنند بزرگان: قسمت سوم

شاید بسیاری از ما تصور کنیم که اصطلاح دروغ مصلحتی را مردم ساخته اند؛ تا در مواردی که نفع شان ایجاب می کند از آن بهره ببرند؛ اما این طور نیست. شاعران بزرگ ما از جمله سعدی، بیش تر مفاهیم اشعار خود را از قرآن، احادیث و سخن بزرگان پیش از خود به دست آورده اند و در مورد دروغ مصلحتی هم، منبع سعدی احادیث و سخن بزرگان است. گاهی هم به جای دروغ مصلحتی از توریه استفاده شده است.

 

توریه پنهان کردن منظور و معنای اصلی و ظاهر کردن معنای غیر از آن است به صورتی که مخاطب یا مخاطبان درباره واقعیت دچار اشتباه شوند. توریه با کذب تفاوت دارد.

در منابع فقهی، توریه به‌عنوان یکی از راه‌های نجات از دروغگویی و سوگند دروغ، در ابواب گوناگون مطرح شده است.

واژه توریه در قرآن نیامده؛ ولی در تفاسیر و منابع حدیثی، آیات متعددی از مصادیق توریه شمرده شده است. علما و مفسران دروغ مصلحتی را در برخی موارد جایز دانسته اند و در برخی موارد انجام ندادن آن را گناه شمرده اند. و گفته اند که در وعده به خانواده، در جنگ با دشمن، اصلاح بین مردم و مواردی از این دست، دروغ مصلحتی اشکالی ندارد.

اگر شما هم مانند من، از دروغ گفتن در هر حالتی بیزارید، فکر می کنم همین مقدار برای بررسی حکایت سعدی کافی باشد. در حکایت مورد نظر، رفتار پادشاه موجب سالوس و ریا می شود. پادشاهی که جای حرف راست، دروغ را از وزیر خود خوش تر می دارد، هم خود به دیکتاتور شدن نزدیک می شود و نخواهد توانست انتقادها را بپذیرد و هم مردم را ریاکار و مکار بار می آورد.

از طرفی، طبق آنچه پیش از این گفتیم، بر سعدی هم نمی توان خورده گرفت؛ چون او هم مانند حکیمان پیش از خود، برخی رفتارها را موجب اصلاح رفتار مردم می دانست. این گونه است که باید گفت: «چنین کنند بزرگان»