موجودات اسطوره ای و افسانه ای در تاریخ ایران – قسمت سوم

از جمله موجوداتی که در ادبیات، افسانه و اسطوره های ایرانی بسیار پر نقش ظاهر شده، پری است. در فرهنگ فولکلور مردم ایران، آسیای جنوبی و میانه، پری جایگاه ویژه ای دارد. نام سرزمین پریان، پریستان در کوه قاف است.

وجه تمایزش با دیگر موجودات اسطوره ای در دو وجهی بودن اوست. در ذهن اغلب ما پری موجودی زیبا و مهربان است ولی در متون، موجودی است با آنیمای ( بخش مادینه ی روان) مثبت و منفی. پری گاهی در کنار قهرمان حماسی و داستانی برای یاری او و گاهی در مقابل او و به دشمنی می ایستد. گاه چهره ای زیبا و فریبنده و گاهی سیمایی اهریمنی و شرور می یابد. اعتقاد بر این است که این دو گانگی و تناقض از دو برداشت ذهنی متفاوت از پری به وجود آمده است.

موجودات اسطوره ای و افسانه ای در تاریخ ایران – قسمت اول

موجودات اسطوره ای و افسانه ای در تاریخ ایران – قسمت دوم

در آغاز و در دوران کهن پیش از زرتشت پری ایزدبانویی مقدس بوده که مورد پرستش واقع می شده است. او ایزد برکت، باروری، آب و عشق بوده است (سریال آب پریا). بعد از ظهور زرتشت و ترویج آئین ها و ارزش های دینی و اخلاقی، پری جایگاه پرشکوه خود را از دست داده و به شکل موجودی زشت و اهریمنی در آمده است.

اما نکته ی جالب این جاست که خاطره ی کهن در مورد پری که همان الهه ی برکت و زایش بوده در ذهن جمعی ناخودآگاه مردمان باقی مانده است. برخی دیگر معتقدند پری در اصل زنی روحانی بوده که پیش از ظهور زرتشت بین برخی از اقوام شرقی نقش دینی ویژه ای بر عهده داشته است. که مهم ترین آن پیشگویی و غیب گویی بوده است.

برخی دیگر معتقدند پری در اسطوره های کهن، ایزدبانویی بوده که هر سال برای خود همسری می گزیده و او را فرمانروای شهر می کرده و پایان سال این همسر به دست مرد جوانی که همسر بعدی پری بوده، کشته می شده و این چرخه همچنان ادامه داشته است.

از سویی دیگر باید متذکر شد که جادو و جادوگری از دیرباز وجود داشته و از فرار بشر اولیه و نادانی او نسبت به محدودیت ها و عوامل طبیعی نشات گرفته است. در منظومه های حماسی نیز هرگاه دشمن با پهلوانی روبرو می گشت که زور بازویش به او نمی رسید به سحر و جادو متوسل می شد.

از طرفی حضور زنان در کنار قهرمان اساطیری نیز مرسوم بود که یا به کمک او می آمد و باعث کامیابی و پیروزیش می شد و یا نقش جادوگر و اغواگر را داشت. گونه های جدیدتر و عامیانه ی رابطه ی همسری پری با پهلوانان به صورت مهرورزی و عشق و ازدواج شاهزاده ی جوان با دختر شاه پریان است، قصه ای که برای بسیاری از ما آشناست و حسی نوستالژیک به ما می دهد.


نسخه کامل فیلم دختر شاه پریون


پری در متون اوستایی

پری در اوستا parika ، در فارسی میانه parik و در فارسی pari نامیده می شود. این کلمه از ریشه ی هند و اروپایی per به معنی زادن و به دنیا آوردن گرفته شده است. در ادبیات مذهبی زرتشتیان پری به عنوان زن جادو و از یاران اهریمن شمرده می شود که هدفش گمراه کردن زرتشتیان است تا آن ها را از انجام کارهای نیک بازدارد. در این وجه، پری ها ضد زمین، آب، آتش و ستوران هستند و به شکل ستاره ی دنباله دار با ایزد باران (تیشتر)، به جنگ می پردازد.

او همچنین با اغواگری قهرمان داستان را به دام می اندازد و نقشی مخرب دارد. در اوستا پری، دیوزن، همان ماده دیوی است که از نسل اهریمن و دختر اهریمن به شمار می رود. احتمالا یکی از دلایلی که بعد از زرتشت، پری چهره ای منفور یافته، سرشت شهوتران و کامجوی او در جشن های آئینی بوده که از انجمن ایزدان رانده شده است.

پری در ادبیات داستانی

در ادبیات داستانی پری مظهر زیبایی و عشق است. زنی اثیری که از نیکویی و حتی گاهی فره ایزدی برخوردار است. او برای این که به مردمان نیکو یاری رساند در مقابل دیوان و اهریمن قرار می گیرد. پری جان و روح آدمی است که در تقابل با دیو قرار می گیرد.

کارتون تینکربل

در سمبل های غربی نیز fairy یا پری سمبلی از قدرت های مافوق طبیعی روح بشر است. او در هنگام اعمال اسرارآمیز ظاهر می شود و هدایایی به کودکان می دهد (کارتون تینکربل). سلسله نسب پریان در این اعتقاد به زمین – مادر می رسد. تقریبا تمام قصه های پریان در ادبیات عامه از نظر ساختمانی شبیه هستند و در یکی از دسته های زیر جای می گیرند:

  • به نوزادان خصلت ها و صفات نیک یا بد می بخشند. (فیلم مالیفیسنت)
  • قادر به پیشگویی هستند و افکار دیگران را با حدس و گمان متوجه می شوند.
  • کاخ ها و خوان های رنگارنگ و با شکوه پدید می آورند و اشخاص و اشیا را به صورت های گوناگون در می آورند.
  • گنج و ثروت را به افراد می بخشند. چون گنج و جواهر نماد معرفتی است که از راه کشف و شهود حاصل می شود، پری ها نقش آموزگار و راهنما را نیز بر عهده دارند.
  • از جمله ویژگی های دیگر دزدیدن اسب پهلوانان است که در مقابل همخوابگی و داشتن فرزند از آنان حاضر به پس دادن اسب می شوند.

پری در شاهنامه

در شاهنامه حدود ۵۰ بار به واژه ی پری بر می خوریم که در بیش تر مواقع برای توصیف زنان زیباروی به کار می رود مانند پری روی، پری چهر، پری زاد. در شاهنامه با هر دو وجه نیک و بد پری مواجه می شویم. نخستین بار در داستان کیومرث پری نمایان می شود. پری همراه اهریمن و سپاه او برای گرفتن خون سیامک به جنگ می رود و در ردیف موجودات شرور قرار می گیرد. پریان در شاهنامه از جمشید فرمانبرداری می کنند و شاید بتوان گفت جمشید شخصیتی سلیمان گونه دارد.

تو داری جهان زیر انگشتری 
دد و مردم و دیو و مرغ و پری

در داستان بیژن و منیژه یک پری به سراغ بیژن می آید و او را خواب می کند و اسبش را می دزدد.

پری دربیامد بگسترد پر
مرا اندر آورد خفته به بر
از اسبم جدا کرد و شد تا به راه
که آمد همی لشکر و دخت شاه

در داستان رستم و سهراب نیز تورانیان اسب رستم را می دزدند و تهمینه به شرط ازدواج با رستم و داشتن فرزند از وی قول می دهد اسبش را بیابد.

ودیگر که از تو مگر کردگار
نشاند یکی پورم اندر کنار
سه دیگر که اسبت به جای آورم
سمنگان همه زیر پای آورم…
چو رستم بر آن سان پری چهره دید
ز هر دانشی نزد او بهره دید

پری در ادبیات حماسی دیگر

منظور ادبیات حماسی به جز شاهنامه است که پری در این روایات نقش مهمی به عهده دارد. روایاتی چون سام نامه، شهریارنامه، گرشاسب نامه و … . ویژگی های پریان در این داستان ها به قرار زیر است:

  • زندگی کردن پریان در کنار رودها و چشمه ها و مکان هایی چون بهشت.

به عنوان نمونه در سام نامه پری رضوان، دختر سلیم جنی (شاه پریان) بر سر چشمه ساری که جایگاه پریان است، سام را می بیند و نوید وصال پریدخت را به او می دهد. یا مرجان جادو، فرمانده ی بهشت شهداد در قصری کنار آب زندگی می کند. در شهریار نامه نیز مرجانه ی ساحره در سیمای مردی پیر، در کنار چشمه ای بر شهریار ظاهر می شود.

  • زندگی پریان در قصرهایی با شکوه که در شب می درخشند و در یک لحظه محو می شوند و جز وهم و خیال چیزی از ایشان باقی نمی ماند.

به عنوان مثال، سام به همراه عالم افروز وارد کاخی با شکوه می شود و با دیدن تصویری از پریدخت، دختر فغفور چین، دلباخته ی او می شود و از هوش می رود و وقتی به هوش می آید نه از قصر خبری هست و نه از پری.

  • در آمدن پری به شکل گور یا آهو بر سرراه پهلوانان.

به نظر می رسد این خصوصیت بازمانده ی نوعی گزارش مقدس و آئین پرستندگان پری است که به دنبال آن ، عشق و امکان باروری فراهم می شود. در سام نامه، سام در پی گوری به راه می افتد و به جایگاه پری عالم افروز می رسد. دختر خاقان چین با یاری و کمک پری، همچون آهویی بر سر راه رستم تور قرار می گیرد. در بهمن نامه هم، بهمن به دنبال آهویی زیبا می رود که همان دختر اسلم است.

  • اغواگری پریان از شاهان و پهلوانان به هدف باروری.

همانطور که اشاره شد، پریان مظهر زایش و بارزری هستند و حتی الهه ی مادر و زمین نیز شمرده می شوند. درست است که بعد از زرتشت این خصلت منفی و کامجویانه تلقی شد ولی در روزگار کهن یکی از کارهای الهه ی زایندگی و آب های روان، برانگیختن مردم، جانوران و گیاهان به عشق و زایش و رویش بوده است و جزو وظایف پریان شمرده می شده است.

در بسیاری از روایاتی که ذکر شد این خصوصیت پریان کاملا مشخص است. مثلا در برزونامه آمده، سوسن رامشگر (مطرب دربار افراسیاب تورانی ) بر سر راه پهلوانان ایرانی، در کنار چشمه ها خیمه می زد و خیمه ها را مانند بهشت تزئین می کرد و خوردنی های رنگارنگ فراهم می کرد تا پهلوان را فریب دهد و به بند کشد و از او تقاضای همخوابگی و فرزند نماید.

  • قدرت پرواز پریان.

اعتقاد به توانایی پرواز پری در واقع در معنایی که برخی از نام او تلقی کرده اند، نهفته است، موجود متوهم صاحب پر. در واقع پری را پیکی از عالم دیگر می دانند که می تواند از جایی به جای دیگر نقل مکان کند. مثل داستانی که مردی با همسرش که پری هست زندگی می کند ولی می فهمد که او در اصل کبوتر بوده است.

  • ارتباط پری با آتش.

برخی معتقدند که پریان از جنس آتش هستند و با نیروی جادویی آتش و دود به جنگ حریفان خود می روند. لازم به ذکر است که در باور عامه تفاوت چندانی بین پری و جن وجود ندارد. ناصرخسرو معتقد است خداوند دو دسته موجود آفرید:

جن که به فارسی پری است و انس که همان انسان است.

پس چون جنیان از آتش هستند پریان نیز همان گونه تصور می شوند. جالب است که بدانیم در فرهنگ نمادها، آتش هم چون پری دارای دو وجهه ی مثبت و منفی است. گاهی نماد پاک کنندگی، الهام بخشی و الهی و گاهی نماد اهریمنی و شیطان است. برخی هم رابطه ی آتش و پری را به آتش شهوترانی فراوان پری مانند کرده اند.

به عنوان مثال در بهمن نامه، دختر اسلم برای محافظت از بهمن به آتشی تبدیل می شود و به فرامرز که دشمن او بود، حمله می کند و یا در برزو نامه سوسن رامشگر با برپا کردن آتش ، توجه پهلوانان را به خود جلب می کند.

پری در اشعار شاعران

یکی از شاعرانی که از پری و واژگان مشتق از آن بسیار بهره برده مولاناست. در اشعار او بیش از ۲۰۰ بار واژه ی پری تکرار شده است.  مولوی باورهای کهن در مورد پری را می داند. پری الهه ی شعر او و منبع کشف و شهود است که شاعر را به شوق می آورد. او به وجه مثبت و الهی گونه و عرفانی پری معتقد است.

در شعر مولانا پریان نماینده ی مفاهیمی هستند که با خیر آدمی در ارتباط است. او اعتقاد دارد پریان پری خویان را بر می گزینند. ساقیان نیز چون پریان، مستان را به سوی مستی و فنای خود می کشند.

دیروز مستان را به ره، بربود آن ساقی کله
امروز می در می دهد تا برکند از ما قبا
ای رشک ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری
خوش خوش کشانم می بری، آخر نگویی تا کجا

پریان شعر مولانا نماد عشق و جنون و تسخیر جان هستند و می توانند دری از زندگی بهشتی را برای انسان باز نمایند.

چون پری غالب شود بر آدمی
کم شود از مرد وصف مردمی
هرچه گوید آن پری گفته بود
زین سری زان آن سری گفته بود
اوی او رفته ،پری خود او شده
ترک بی الهام تازی گو شده

مولانا خود را پری زاده می داند و معتقد است تا پری با شاعر است خردمندی از او دور است. شاعر با شیشه ی دل پری را افسون می کند و به دام می اندازد.

پری

پری در شعر حافظ و سعدی نیز نمود زیبایی و لطافت و مظهر عشق ورزیست و پری رویان و پری چهرگان همواره الهام بخش این شاعران بوده اند.

تو پری زاده ندانم زکجا می آیی
کادمیزاد نباشد به چنین زیبایی (سعدی)
آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود(حافظ)

حافظ اعتقاد دارد که وجود پری همچون آدم، نتیجه ی عشق است.

طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری

در شعر شاملو نیز داستان پریان به زیبایی بیان می شود:

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود.
زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا.
گیس شون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلن ترک
از شبق مشکی ترک.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر.

شعر پریا با صدای شاملو