امشاسپندان و ارتباطشان با جشن های آئینی

امشاسپندان یا امهرسپندان(Amahraspand)، نام دسته ای از فرشتگان آیین مزدیسناست که بزرگ ترین و گرامی ترین آن ها هستند. امشاسپندان به جاودانان مقدس یا بی مرگان مقدس، معنا شده است. “ا” به معنی “بی”، “مش” به معنی “مرگ”و “سپنت” به معنای مقدس است. در گات ها نام امشاسپندان بارها تکرار شده است. آن ها ابتدا تجلی صفات اهورا مزدا بودند ولی پس از ظهور زرتشت به صورت فرشتگانی بزرگ و به نوعی دستیاران اهورا مزدا در آمدند. در آئین زرتشتی یاران امشاسپندان، ایزدان و دشمنان آن ها، دیوان هستند. تعداد امشاسپندان هفت تن است، شش تای آن ها مشخص و ثابت هستند ولی در مورد هفتمین اختلاف نظر وجود دارد که در جای خود توضیح می دهم. در ادامه به معرفی مختصری از آن ها می پردازم:

  • بهمن(وهومنه)ahu Manah

یکی از بزرگ ترین امشاسپندان، مشاور اهورا مزدا که سمت راست او می نشیند و به اهورا مزدا از همه نزدیک تر است. بهمن به معنی اندیشه نیک معنا می شود. در جهان مینوی نماد خرد است و انسان ها را به اهورا مزدا نزدیک می کند و در جهان جسمانی، پشتیبان حیوانات سودمند است. روان آدمیان را پس از مرگ خوش آمدگویی می کند و به بهشت هدایت می نماید. حتی زرتشت نیز از طریق او به درگاه اهورامزدا راه می یابد. ایزدان ماه، گوش، رام از همکاران بهمن هستند. او مذکر است و روزانه گزارش از اندیشه و گفتار و کردار انسان ها تهیه می کند. دشمن او اکومن (دیو بداندیشی و بد منشی) است که در قسمت قبلی توضیح داده شد. در گاهشمار ایران باستان روز دوم هر ماه شمسی و ماه یازدهم هر سال به نام این فرشته است. روز دوم ماه بهمن که در ایران باستان، برابری روز و ماه بوده جشن بهمنگان یا بهمنجنه برگزار می شود. ابوریحان عنوان می کند در بهمن روز از بهمن ماه مردم لباس سفید می پوشند که مخصوص بهمن است. چون او نگاهبان حیوانات است، از خوردن گوشت پرهیز می کنند .یاسمین سپید گلی است که به بهمن تعلق دارد. این گل را با شیر و قند مخلوط می کردند و می خوردند و معتقد بودند باعث افزایش حافظه می شود و فراموشی را از بین می برد. خنیاگران و رامشگران در این روز بزمی با شکوه راه می انداختند. منوچهری در قصیده ای این جشن را چنین توصیف نموده است:

فروبرده مستان سر از بیهشی                          برآورده آواز خنیاگران

         به جوش اندرون دیگ بهمنجنه                      به گوش اندرون بهمن و قیصران

 

 

  • اردیبهشت(ارته وهیشته یا اشه وهیشته)Arta-Vahishta,Asha-Vahishta

یکی از زیبا ترین امشاسپندان و نمادی از نظام جهانی و نظم اخلاقی است. اردیبهشت یعنی بهترین راستی و درستی. او نیایش ها را زیر نظر دارد. کسانی که اردیبهشت را خشنود نکنند به بهشت نمی روند. در اوستا و مخصوصا گاهان بارها نام اردیبهشت آمده و حتی یشتی از کتاب یشت ها مخصوص ستایش این امشاسپند است. اردیبهشت اولین آفریده ایست که نام خدایی را نخستین بار به اهورا مزدا داد. در بندهش آمده که: اهورا مزدا در آغاز و پس از آفرینش امشاسپندان از آن ها می پرسد که آفریده ی چه کسی هستید؟ بار اول همه سکوت می کنند و بار دوم اردیبهشت می گوید، آفریده توایم و باقی امشاسپندان هم با او یکصدا می شوند.

این امشاسپند در جهان مینوی نمایانگر راستی و پاکی و در جهان خاکی نگهبان آتش است. ایزد سروش و بهرام و آذر از یاران او و دیو ایندرا (دیو گمراهی و فریب) دشمن اوست. از اوقات روز، نیمروز به او تعلق دارد. در گاهشمار ایران باستان روز سوم هر ماه و ماه دوم سال خورشیدی به نام اوست. اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه که جشن “اردیبهشتگان” برپا می شده است. سومین یشت به نام اوست. گل مرزنجوش که بسیار خوشبوست به او نسبت داده می شود. مسعود سعد می گوید:

اردیبهشت روز است ای ماه دلستان                 امروز چون بهشت برین است بوستان

جشن اردیبشتگان همان جشن گل است که در بین سایر کشورها با شکوه برگزار می شود. در این روز پادشاهان بارعام می دادند و هنرمندان مورد لطف پادشاه واقع می شدند.

 

 

  • شهریور(خشثره وئیریه)Khashathara- Vairia

شهریور مظهر توانایی، شکوه و قدرت آفریدگار است. معنای آن شهریاری و سلطنت و قدرت است. حتی آن را به معنی کشور جاودانی اهورا مزدا و بهشت برین هم نامیده اند. شاید بتوانیم او را ملکوت اهورامزدا تصور کنیم. فردوسی می گوید:

زشهریورت باد فتح و ظفر                   بزرگی و تخت و کلاه و کمر

او در جهان مینوی نمودار قدرت و سلطنت ایزدی و فرمانروایی بهشتی و در جهان مادی نگهبان فلزات است. او موکل جواهرات هفتگانه از جمله طلا و نقره است. پادشاهان دادگر تحت حمایت شهریور هستند. شهریور، از نیازمندان دستگیری می کند و به همین سبب او را ایزد رحم و شفقت هم می دانند. روز چهارم و ماه ششم خورشیدی در گاهشمار ایران باستان به نام شهریور است و روز شهریور از ماه شهریور، جشن شهریورگان نامیده می شود که به آذر جشن هم معروف است. مسعود سعد می گوید:

ای تنت را زنیکویی زیور                      شهره روزیست روز شهریور

 

ابوریحان معتقد است، معنی شهریورگان دوستی و آرزوست. در این روز برای شادباش نزد شاهان می رفتند. آتش های بزرگ در خانه ها می افروختند. نیایش می خواندند و برای جشن و شادی دور هم جمع می شدند. ایزدان خور، مهر و آسمان دوستان شهریور و کماریک (دیو آشوب و فساد) از دشمنان او هستند. از گیاهان هم شاه‌اسپر‌‌غم را به او نسبت داده اند.

 

 

  • اسپندارمذ(سپنته ارمئیتی)Spanta- Armaiti

او فرشته ای مونث است و و همواره وظیفه دارد زمین را آباد و خرم و بارور نگاه دارد. او دختر اهورامزدا به حساب می آید و دستیار اوست و سمت چپ او می نشیند. نام او بردباری، شکیبایی و سازگاری مقدس معنا شده است. در جهان مینوی نماد صلح و سازش و فروتنی و در جهان مادی نگاهبان زمین است. چون او ایزد بانوی زمین است به چهارپایان چراگاه می بخشد. او را ایزدی می دانند که موکل درخت ها و بیشه هاست. او کسی است که به جهان شادی می بخشد. هنگامی که پارسایان مشغول کشاورزی و پرورش چهارپایان هستند و یا هنگامی که فرزند پارسایی زاده می شود، او شادمان می شود و از راه رفتن مردان و زنان بدکار بر روی زمین آزرده می شود. ایزد آبان و دین و ارد یار او و دیو ترومئیتی (دیو تکبر و غرور) دشمن او هستند. روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم شمسی به نام این امشاسپند است و روز اسپندارمذ از ماه اسپندارمذ جشن اسپندادگان یا جشن مزدگیران برپا می شد. در گذشته این روز، عید زنان بوده است و مردان به زنان هدیه می دادند. کاشت درخت را در این روز نیک می دانستند. مسعود سعد می گوید:

سپندارمذ روز خیز ای نگار                     سپند آر ما را و جام می آر

 

گیاه بیدمشک را به او نسبت داده اند. چون این جشن نزدیک نوروز و موقع کشت و کار است، به آن جشن برزگران هم می گویند.

 

        

  • خرداد(هئوروتات) Haurvatat

او مظهر نجات افراد بشر است. خرداد را کمال و کلیت معنی کرده اند. وظیفه مینوی او، سلامت و شادمانی بخشیدن به نیکوکاران است و وظیفه دنیایی او، نگاهبانی آب هاست. در خرداد یشت اهورامزدا به زرتشت می گوید: کسی که در میان امشاسپندان، خرداد را ستایش کند مانند این است که همه ی امشاسپندان را ستوده باشد. او نیز مونث است. ایزد تیشتر، فروردین و باد دوستان او و دیو تئورو(دیوتشنگی و فساد) دشمن او هستند. خرداد سرور سال ها و ماه ها و روزهاست. در گاهشمار ایران باستان، روز ششم هر ماه و ماه سوم خورشیدی به نام این ایزد است. فردوسی می گوید:

برون شد به شادی به خرداد روز                         به نیک اختر و فال گیتی فروز

 پر اندیشه شد از بلخ سوی ری                        به خرداد فرخنده در ماه دی

 

خرداد روز از خرداد ماه جشن خردادگان برپا می شده است. در این روز خرداد یشت می خواندند. او ایزدی است که موکل تربیت خلق و درختان و گیاهان است و رفع ناپاکی از آب ها وظیفه اوست. به مناسبت این جشن، ایرانیان باستان به کنار چشمه ها و رودخانه ها می رفتند. گل سوسن نماد خرداد است. روز خرداد از ماه فروردین هم جشن بزرگی گرفته می شد که به آن نوروز خردادی یا نوروز بزرگ یا نوروز خاصه می گفتند. در قدیم آتشکده ای نیز به نام او وجود داشته است.

 

 

  • امرداد(امرتات)Ameretat

تجلی رستگاری و جاودانگی است و آن را بی مرگی معنا کرده اند. این امشاسپند در جهان مینوی نماد جاودانگی اهورامزداست و در جهان دنیایی نگهبان گیاهان است. او نیز مونث است. اگر کسی گیاه را بیازارد، امرداد از او آزرده می شود. او سرور گیاهان بی شمار است. گیاهان را او می رویاند و گله ها را افزایش می دهد چون خوراکشان گیاه است. اهورا مزدا در آخرین روز، به کسانی که این امشاسپند را خشنود کرده باشند، نیکی زیادی می بخشد. ایزد رشن و اشتاد و زامیاد از یاران او و دیو زئیریش(دیو گرسنگی و تباهی) از دشمنان او هستند. در نوشته های اوستایی و پهلوی، بیش تر با امشاسپند خرداد آمده است. هر دو (خرداد و مرداد) نماینده رویش و زندگی هستند. حتی جالب است که دو دیو دشمن آن ها(تئیری و زئیری) هم همیشه با هم هستند. دو نام خرداد و مرداد در زبان سامی نیز راه یافته و به هاروت و ماروت که دو ملک بودند، اطلاق شده است. روز هفتم هر ماه و ماه پنجم هر سال خورشیدی به نام مرداد است. مردادروز از مرداد ماه جشن مردادگان است که آن را جشن نیلوفر هم می نامند. گل چمپه یا چمپک نماد مرداد است. مسعود سعد می گوید:

روز مرداد مژده داد بدان                   که جهان شد به طبع یار جوان

 

  • برای امشاسپند هفتم ، چنین می گویند که چون عدد هفت برای ایرانیان مقدس بوده ، امشاسپندان را نیز به عدد هفت رساندند. ابتدا سپند مینو را اضافه کردند، در دوره ی بعد خود اهورامزدا را امشاسپند هفتم نامیدند و در دوره ای نیز ایزد سروش یا بهرام را به شش امشاسپند دیگر اضافه کردند. بر همین اساس به معرفی کوتاهی از هریک از آن ها می پردازم:

سپند مینو(سپنته مئینیو)  spanta mainiyu

نماد اصلی اهورامزدا به معنی روح افزایش بخش و مقدس است و در واقع روح و اندیشه ی اهورامزدا به حساب می آید. نیروی خیری است که برجهان حکومت می کند و او را خرد مقدس هم معنا کرده اند. اندیشه به عنوان نمادی از خود اهورامزدا نشان دهنده اهمیت اندیشیدن در فرهنگ ایران باستان است. سپند مینو در واقع واسطه میان انسان و اهورامزداست. او برترین جلوه ی اهورامزداست وشناخت مردم از اهورامزدا توسط او صورت می گیرد. سومین گاه از گاهان که سروده ی خود زرتشت است به نام سپندمینو می دانند. به خاطر اهمیتی که سپندمینو داشته در راس امشاسپندان جای دارد. دشمن او انگره مینو (اهریمن) است.

 

سروش(سرئوشه)Saraosha

از شخصیت های محبوب باورهای ایران باستان به حساب می آید. به فرمانبرداری، انضباط و اطاعت معنی شده است. مظهر صفای اهورامزدا و نماد تسلیم در برابر اوست. او در مراسم آئینی و نیایش ها وجود دارد و نیایش ها را به بهشت می برد. در سرودهای دینی به عنوان سرور آئین ها، از او یاری می خواهند. او توانا، دلیر، پیروزمند و خوش اندام است. دیو ائشم(خشم) دشمن اوست و ایزدان مهر، رشن و ارت دوستان او هستند. البته سروش در نهایت دیو خشم را نابود می کند. سروش نخستین آفریده اهورامزداست که او را می ستاید، گاهان می خواند و برسم(شاخه مقدس) در دست می گیرد.او به روان مردگان خوشامد می گوید و از آن ها مراقبت می کند. او بهترین نابود کننده دروغ است. او بر بالای البرز کاخی دارد که از درون روشن است و از بیرون، از ستارگان نور می گیرد. گردونه او چهار اسب سفید تندروی زیبا با پاهای زرین دارد که سایه ندارند. او نگهبان آتش است. به دلیل محبوبیت فراوان سروش در بین ایرانیان باستان، گاهی او را هفتمین امشاسپند در نظر می گیرند.

 

بهرام(ورثرغنه)Varathraghna

در نوشته های متاخر زرتشتی، گاهی ایزد بهرام به جای ایزد سروش، امشاسپند هفتم در نظر گرفته شده است. او از خدایان قدیم آریایی است. بهرام تجسمی است از اندیشه. مریخ به نام او خوانده شده است. ورثرغنه به معنای درهم شکستن مقاومت است. او خدای جنگ و به معنی فتح و پیروزی است. یشتی از یشت ها به نام بهرام یشت است. در بند 1 این یشت، زرتشت از اهورامزدا می پرسد، چه کسی بهتر مسلح است؟ اهورامزدا پاسخ می دهد بهرام. یکی از خصوصیات بهرام این است که به صورت های گوناگونی ظاهر می شود. صورت هایی چون تندباد، گاونر زرد گوش زرین شاخ، اسب سفید با ساز و برگ زرین، شتربارکش، گراز تیزدندان، پرنده تیزپرواز، قوچ، بز نر و مرد دلیر با شمشیر زرین. دو صورت از این صور محبوب تر است، پرنده ی تیزپرواز و گراز که در ایران باستان نماد نیرومندی بود. معتبرترین آتش زرتشتیان به نام بهرام است.

 

 

با شعر زیر از ادیب الممالک فراهانی این نوشته را به پایان می برم:

         در اوستا نام “هفت امشاسپندان “خدای                 شد “اهوره مزده” آنگه “وهمن” و “اردیبهشت”

     از پس “شهریور” “اسپندارمذ” “خرداد” دان          پس “امرداد” است کش بیمرگی آمد سرنوشت

 اولین یعنی که یزدان زنده ی دانا بود                  دومین اندیشه اش نیکوست بی پندار زشت

سومین نظم مقدس دان چهارم قدرت است            پنجمین از مهر خود ما را برد اندر بهشت

           از ششم دان تندرستی، هفتمین بی مرگی است          خاص آن دهقان که ما را اندرین گلزار کشت.

 

برای مطالعه بیشتر

تاریخ اساطیری ایران، ژاله آموزگار. اساطیر و فرهنگ ایران، دکتر رحیم عفیفی. امشاسپندان در آئین زردشتی، سخنرانی جمال رضایی. اصل و نسب، عبدالعظیم رضایی. اوستا، پورداوود. شاهنامه فردوسی. دیوان مسعود سعد سلمان تصحیح رشید یاسمی.