قسمت اول

در فرهنگ ما «فحش» جایگاه ویژه ای دارد. اینکه می گویم «ما» منظورم نه فقط ایرانیان بلکه همه ی انسانها از هر نژاد و کشور و قوم و قبیله است. می گویند فرانسوی ها، روسها و اسپانیایی زبان ها پرچمدار فحش و ناسزاگویی هستند و در عوض مردم کشورهای شرق دور نظیر فیلیپین و ژاپن خیلی اتوکشیده و مودب اند به حدی که از میزان باادبی بالایشان آدم لجش درمی آید. حالا من با مردم دیگر کشورها کاری ندارم. روی صحبتم با ایرانیان جان و شیرین زبان است.

برای «فحش» که اخیراً به آن «کلمات خاردار» هم می گویند چندین مترادف آورده اند که از همه بامزه تر «زشتیاد» است. فرض کنید به جای عبارت: «به من فحش داد.» بگوییم: «به من زشتیاد داد.» آدم حس می کند چیز باحالی از طرف مقابل گرفته و دوست دارد باز هم بگیرد. یک کلمه دیگر هم «سَقَط» است. درست است که سقط مترادف و هم معنی فحش است اما خودش مستقلاً نوعی فحش محسوب می شود.

فحش در تاریخ ما سابقه طولانی دارد. برخی از شعرای ما هم اهل فحش و فحش کاری بوده اند گاه رک و صریح، گاه در پرده و لفافه. مثلاً جناب «وحشی بافقی» فرموده:

 

می باید گفت باز سد فحش     از نکبت که ز نکبت تو

خوش پرده درانه می زدم نیش     ای وای بر اهل عصمت تو

 

کاملاً مشخص است که وحشی عزیز نه تنها از فحشهایی که داده شرمسار نیست بلکه از اینکه هنرمندانه طرف و اهل عصمت او یعنی ناموسش را با خاک یکسان کرده خیلی هم پز می دهد و ظاهراً دلش حسابی خنک شده.

 

انواع فحش :

فحش ها انواع مختلف دارند. مسلماً توقع ندارید که من از هر مورد نمونه هایی مثال بزنم چون نیازی به این کار نیست. نمونه را برای کسانی می آورند که ندانند و بلد نباشند، چه برسد به بنده و شما که به چشم خواهر و برادری کلی با فضل و کمالات هستیم و گنجینه ای ارزشمند از انواع فحش ها را در حافظه بلندمدت و کوتاه مدت و ضمیر ناخودآگاه خود از بر داریم. حالا ممکن است استفاده نکنیم ولی خدایی بلدیم. همانند سکه و طلا و ارز که برای روز مبادا ذخیره می شوند فحش نیز چنین خاصیتی دارد یعنی همه ما چند مدل فحش را برای روز مبادا و مواقع ضرور کنار گذاشته ایم. هرکسی نه بیاورد من در اصالت آریایی اش شک می کنم زیرا از قدیم گفته اند لذتی که در فحش هست در انتقام نیست.

بسیاری از فحش ها هیچگاه از بین نمی روند بلکه سینه به سینه از نسلی به نسل بعد منتقل می شوند. اگر کودک دلبندتان به شکلی غافلگیرکننده یک فحش آبدار داد برای پیدا کردن سرمنشاء آن اول از خانه شروع کنید. کافی است چند ثانیه به چشمان یکی از اعضای خانواده زل بزنید. در 85 درصد موارد کسی هست که نگاهش را بچرخاند و خود را به کوچه علی چپ بزند. شاید هم آن کسی که باید خود را به کوچه علی چپ بزند خود شما باشید.

برخی از انواع فحش ها طیف وسیعی از نسبتهای فامیلی را در بر می گیرند:

آن دُر و گهر که هست در کام     فحشی ست که می دهی به اقوام

 

تفکرات مردسالارانه در فحش سازی :

متاسفانه تفکرات مردسالارانه در فحش سازی هم خود را داخل کرده زیرا بسیاری از فحشها مستقیماً خارمادر، عمه و ننه آدم را هدف قرار داده اند و مابقی خانمهای فامیل نظیر خاله تا حدودی جان سالم به در برده اند. البته پدر هم چندان بی نصیب نبوده ولی فحشهای زن محور از مردمحور بیشتر است. اخیراً با پیشرفتهایی که در جنبشهای زنان بوجود آمده خانمها هم به حقوق حقه خود آگاهی یافته اند و خواهان آنند که فحش ها منحصر به موارد بالا نباشد و فحش هایی هم برای آقاجان، داداش، خان عمو، خان دایی و … ابداع شود تا خانمها هم در مراودات روزانه بتوانند از آنها استفاده کنند.

 

فحاشی عاشقانه :

اگر فحش بین عاشق و معشوق رد و بدل شود می تواند مایه شادکامی باشد. در واقع در این مواقع، فحش فحش نیست، فیض است. مثلاً اگر عاشق برای معشوق هدیه ای خفن بخرد و معشوق با عشوه ای دلبرانه به عاشق بگوید: «دیوونه! این چه کاریه کردی؟» یا با شیطنتی زیرکانه بگوید: «خیلی عوضی هستی.» کلمه «دیوونه» و «عوضی» در اینجا فحش نیست بلکه نَقلی از نُقل شیرینتر است و دل عاشق با آن غنج می رود. سعدی علیه الرحمه نیز از این مدل فحش ها دوست داشته زیرا فرموده:

 

زهر از قِبَل تو نوشدارو     فحش از دهن تو طَیّبات است

 

توصیه من به عاشقان و معشوقان این است که مبادا فکر کنید چون طرف مقابل شما را دوست دارد پس هر زشتیادی به او بدهید برایش به منزله طیبات است. ممکن است معشوق شما هم چیزی بگوید که دیگر نه برای شما طیبات باشد نه برای خودش. حواستان باشد هر زشتیادی کارکرد طیباتی ندارد.

فعلاً همین جا باشید تا شماره بعد.