امروز شمیران به ناحیه نیمه کوهستانی شمال تهران اطلاق می شود که در گذشته یعنی تا دوران تألیف هفت اقلیم امین احمد رازی (۱۰۰۱ تا ۱۰۰۳ قمری) این ناحیه را قصران می گفتند و حد آن از مشرق کلاک کرج و از مغرب گردنه قرچک بوده است. ظاهرا در دوران سلطنت ناصرالدین شاه برای اینکه موطن حاجی ملاعلی کنی را رونقی دهند برای زادگاه او (کن) مرکزیتی قایل شده و آن را از ناحیه شمیران جدا کرده و بدون در نظر گرفتن رفت و آمد با وسایل آن روز زیر نظر حکام کن در آوردند. این جدایی تا دوران تشکیل اداره سجل احوال باقی بود.

احتمالا نخستین بار اطلاق نام شمیران به این ناحیه در سال ۱۰۷۴ قمری صورت گرفته است. (شمیران به معنی محل سرد می باشد. در این باره محمد طاهر وحید قزوینی (۱۰۱۵ تا ۱۱۱۰) در کتاب عباس نامه می نویسد:

«رایات نصرت آیات شاه عباس ثانی (۱۰۵۲ تا ۱۰۷۷ قمری) از لار به لواسان و از لواسان به دماوند و از دماوند متوجه شمیران گشته، چند روز آن مکان خلد عنوان مقر رایات منصور و منزل عسکر قیامت شور بود. سپس از شمیران به تهران رفته است.»

استاد منوچهر ستوده در کتاب جغرافیای تاریخی شمیران می گوید:

«شمیران ناحیه ای است کوهستانی در شمال تهران با هوای ییلاقی دارای قریه های چند از جمله تجریش، دزاشیب، نیاوران، سلطنت آباد، امامزاده قاسم، درکه، جماران، دربند و غیره که مرکز أن تجریش است. در شمال آن رشته کوه البرز قوسی داده که دیه های مختلف شمیران در دره های آن کوه واقع شده است و دره مرکزی پرجمعیت تر از سایرین است. »

محدوده شمیران به درستی مشخص نیست. از جهت حوزه سیاسی حوزه فرمانداری تهران با شمیران بخشی از قسمت شمالی شهر تهران، لواسان، اوشان و فشم و میگون را در بر می گیرد. اما از جهت جغرافیای تاریخی حوزه شمیران محدود به همان عرصه شهری فعلی تهران است که حد شرقی این محدوده از شرق به سوهانک و دارآباد و از غرب به کن ختم میشود. از سوی دیگر استاد منوچهر ستوده حد جنوبی شمیران را تا محور خیابان انقلاب وسعت داده اند و فاصله محور انقلاب تا آبادی های جنوبی شمیران (مانند رستم آباد اختیاریه و سلطنت آباد) جملگی در محدوده شمیران منظور شده اند. از جهت سیاسی و تقسیمات کشوری شمیران یکی از دوازده فرمانداری استان تهران و در شمال آن واقع شده است. این فرمانداری از شرق با فرمانداری دماوند، از جنوب با فرمانداری تهران، از غرب با فرمانداری کرج و از شمال با فرمانداری استان مازندران هم مرز می باشد. اما در واقع وسعت محدوده شمیران را باید روستاها و آبادی های واقع در محدوده جنوبی سلسله جبال البرز به محوریت امتداد قله توچال فرض کرد. مرکز این روستاها و آبادیها که وجه مشترک همه آن ها | سرسبزی و نشاط و خوش آب و هوایی است، تجریش است.

دروازه شمیران تهران

نام شمیران نخستین بار در سده نهم توسط مورخ معروف به میرظهیرالدین مرعشی نویسنده کتاب های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان ضبط و گزارش شده است، در آن زمان دژ دربند شمران قصران از استحکامات تدافعی بسیاری بیش از قلاع منطقه چون قالیس و لورامه برخوردار بود تا آنجا که سپه سالار تمامی ممالک رستمدار مازندران و رویان در آنجا اقامت داشته است.

در دوران سلطنت شاهرخ میرزا تیموری (۸۰۷ – ۸۵۰ ه ق) حاکم انتصایی وی از خراسان به نام امیر الیاس خواجه در دربند شمیران مورد حملات ملک کیومرث استنداریه از امرای ایرانی نژاد شمال قرار گرفت و قلعه به تصرف وی درآمد. افزون بر آن مرعشی در وقایع سال های ۸۳۲ – ۸۳۱| نیز از هجوم لشکریان گیلان (رودبار و دیلمستان) به پشتکوه و رستمدار خبر داده که در آن میان گشودن دربند شمیران برخلاف دژهای دیگر چون قالیس (طالقان) اورای شهرستان و امام (اوشان و فشم با دشواری بسیار انجام گرفت و تاراج و غارت قلعه ثروتمند شمیران پایان یافت.

شاهرخ میرزا (۷۷۹ – ۸۵۰ ه‍.ق/۱۳۷۷–۱۴۴۷ م)

به نظر می رسد که این دژ استوار در ضمن همین وقایع و با رخدادهای سهمناک دیگر خراب و به زودی متروک شده است و از آن پس از این دژ تنها نامهای سرگردان قلا) و (سرقلا) و (دربند) و (پس قلعه) به | یادگار مانده است، چنانکه در ضمن رویدادهای دوران شاه عباس دوم صفوی (۱۰۵۳ – ۱۰۷۷ ه ق) از وجود این در در شمیران خبری در دست نیست (گفته محمد طاهر قزوینی در کتاب عباس نامه موید این گفتار است. بدین ترتیب نخستین بار به جای واژه قصران (قصران بیرونی یا خارج) نام شمیران نشسته و در کنار آن نیز از لواسان یاد می شود.

دریاد رویدادهای سال ۱۹۷۳ در کتاب تاریخ گنسای و روضه الصفای ناصری رضاقلی هدایت از اقامت کریم خان زند در روزهای گرم تابستان در شمیران گزارش شده است. از دوران آغامحمدخان قاجار و پایتخت قرار گرفتن تهران (۱۲۰۰ ه ق) شمیران مورد توجه قرار گرفت. شمیران در دوره فتحعلی شاه مرکز شکار و تفریح وی بود و به نوشته لسان الملک سپهر در ناسخ تواریخ قاجاریه «پس از قرار و مدار امور نزدیک و دور حضرت خاقانی به ییلاقات شمیران فرموده به تفرج و شکار اشتغال می ورزید. ناصرالدین شاه (۱۲۶۴-۱۳۱۳ ق) فرمان به ساختن عمارات و کاخ و باغ های بسیار داد که همسران متعدد وی در آنها اقامت داشته اند. ایجاد باغ سعدآباد در خارج از حصار شهر در راستای استفاده از منظر بصری منطقه شمیران و با علم و آگاهانه صورت گرفته بود.

در خصوص باغ های شمیران «ویپرت بلوشر» می نویسد:

از جاده عریض شوسه ای که از تهران مستقیما به طرف شمال امتداد یافته بود گذشته و به شمیران دلنواز که در دامنه کوههای البرز قرار دارد می رسیم. شمیران بدون تردید یکی از زیباترین نقاط سراسر جهان است که با یک هزار و پانصد متر ارتفاع در پای کوه چهار هزار متری توچال و سلسله جبالی که آن را در میان گرفته قرار دارد. در جنوب درهای که تهران مرکز آن است واقع شده با سیصد متر ارتفاع کمتر و در پشت آن در افق می توان نمایی از یک رشته کوه را بازیافت. تمام این دامنه پر آب است و در آن درختان شکوهمند کهنسال فراوانی وجود دارد.

سعدآباد به دلیل قرارگیری در دامنه کوه، با استفاده از تراس بندی های ارگانیک، در هماهنگی کامل اکولوژیک با بستر، ایجاد شد. شاهان قاجار به دلیل انجام سفر به ارویا، با باغ های اروپایی آشنا می شدند. این آگاهی در شکل گیری باغ سعدآباد نیز موثر واقع شد. مجموعه سعدآباد با هماهنگی با بستر کوهپایه و در راستای استفاده از منظر بصری مطلوب شکل گرفت.  سعدآباد با مساحتی در حدود ۱۱۰ هکتار در دامنه رشته کوههای البرز و دره سرسبز دریند و شهرستان شمیرانات که امروزه به شهر تهران منصل شده است، قرار دارد. این باغ در امتداد رودخانه دربند از شمال به جنوب کشیده شده است رودخانه دریند که از کوههای البرز سرچشمه می گیرد، از پس قلعه وارد باغ می شود و از دیوار جنوبی آن خارج می شود. باغ سعدآباد از شرق به میدان جعفرآباد و خیابان دربند و از غرب به اسدآباد و کوههای کولکچال، از شمال به میدان دربند و از جنوب به ویلاهای نظامیه و میدان تجریش محدود می شود باغ دارای جنگل های طبیعی، چشمه سارها، باغستان ها، گلخانه ها،  موزستان و خیابان های متعدد پوشیده از گل و درخت است که در طول سالیان کاخ های متعدد در مساحتی گسترده با امکاناتی نظیر استخره زمین بازی و باغ و… برای استفاده نزدیکان شاه ساخته شده بود.

تجریش در اوایل دهه 50

کاخ های ییلاقی کوچک و بزرگ مجموعه تقریبا ۲۳ درصد مساحت باغ را شکل می دهند و در حدود ۸۵ هکتار از انواع درختان جنگلی و میوه و چمن و گلکاری پوشیده شده است که در حدود ۱۵ هکتار آن زیر کشت چمن میباشد و شمالی ترین قسمت مجموعه تا جنوبی ترین قسمت آن حدود ۱۴۰ متر اختلاف ارتفاع دارد.

حجت بلاغی در مورد سعد آباد می نویسد:

سعدآباد در شمال تجریش، بین تجریش و دربند است و یکی از نقاط خوش آب و هوای دامنه البرز است. کاخ ها و ابنیه ییلاقی دربار در آنجاست. قریه سعدآباد در عهد قاجار از هفت محله به نامهای شاه محله (گفته شده است که ناصر الدین شاه یک روز به شمیرانات آمده و در این محل استراحت کرده بود که پس از آن به نام شاه محله معروف شده است)، ترش محله، باغ محله، جعفرآباد، قاسم آباد و سعدآباد تشکیل شده بود.

  سعدآباد متعلق به سعدالدوله وزیر امور خارجه محمد علی شاه بود که مجاور رودخانه و در کنار تپه علیخان قرار گرفته بود. در آن زمان راه تجریش به دریند و پس قلعه از کنار رودخانه می گذشت و زمانی که ملک نیمی از باغ خود را به رضاخان واگذار کرد، مسیر تجریش به پس قلعه نیز عوض شد و به حاشیه بیرونی باغ منتقل شد. رضاخان در زمان سردار سپهی در خانه ای واقع در میدان حسن آباد کنونی زندگی می کرد و خدمتکاری به نام سلیمان بهبودی داشت که بعدا تا مقام وزارت دربار ترقی کرد و در زمان تبعید رضاخان همراه وی بود سردار سپه برای ساختن یک خانه ییلاقی دنبال محل مناسبی می گشت و با خدایاران، امیر لشگر در مورد باغی در کرج صحبت کرده بود.