«حقیقت در اعمال نیست، بلکه در کتاب‌های من است که یک وصیت‌نامه ادبی واقعی است.»

اسماعیل کاداره (قادری)، نویسنده بزرگ آلبانیایی که روز دوشنبه ۱۱ تیر در هشتاد و هشت سالگی در تیرانا پایتخت آلبانی درگذشت، از کلمات، داستان‌ها و کتاب‌ها به عنوان ابزاری برای آزادی از یوغ یک حکومت دیکتاتوری استفاده می‌کرد: «در مورد من، آزادی نبود که مرا به سوی ادبیات کشاند، بلکه ادبیات مرا به سوی آزادی رهنمون کرد.»

برای کاداره، یوغ و بندگی نمی‌توانست بهانه‌ای برای انفعال باشد، زیرا از نظر او، انسان به طور کلی و نویسنده به طور خاص، وظیفه دارد برای رسیدن به آزادی کامل تلاش کند و همچنین «در خدمت آزادی باشد».

این نویسنده که سال‌ها تحت ظلم حکومت کمونیستی انور خوجه، یکی از بدترین دیکتاتوری‌های قرن بیستم زندگی می‌کرد، با استفاده از زبانی طعنه‌آمیز، روایتی حماسی و گاه گروتسک، در آثارش به تاریخ و اسطوره‌های کشورش می‌پرداخت و از این طریق در پی کالبدشکافی مکانیسم‌های یک «شر جهانی»، یعنی توتالیتاریسم بود.

و در یکی از آخرین مصاحبه‌هایش که چند ماه پیش درست قبل از دریافت مدال افتخار فرانسه، لژیون دونور، انجام داد، گفت: «جهنم کمونیستی مانند هر جهنم دیگری خفه‌کننده بود.»

اما مبارزه با چنین شرایط جهنمی، به قول کاداره، «در ادبیات، به نیروی حیاتی تبدیل می‌شود، نیرویی که به شما کمک می‌کند تا زنده بمانید، تا دیکتاتوری را به طور کامل شکست دهید.»

از نظر کاداره، «دیکتاتورها منظره زندگی را تغییر می‌دهند، درست مانند اژدهایی که همه چیز را نابود می‌کند.»

همچنین او عقیده داشت که دیکتاتورها، علاوه بر زندگی روزمره، احساسات انسانی را نیز دستکاری می‌کنند: «در برابر دیکتاتور، ترکیب عجیب و غربیی از ترس، تحسین و احترام وجود دارد. مرزها از بین می‌روند. ترس جای خود را به تحسین می‌دهد و تحسین به صورت ترس درمی‌آید. احساسات متناقض به صورت یکسان جلوه می‌کند و به همین دلیل است که دیکتاتوری آن قدر دوام می‌آورد.»

توضیح تصویر، اسماعیل کاداره مدال افتخار فرانسه، لژیون دونور، را در اکتبر سال ۲۰۲۳ از امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه دریافت کرد

با این حال، این نویسنده که در سال‌های پایانی عمرش دیگر توان چندانی برای نوشتن نداشت و اغلب در زادگاهش در آلبانی زندگی می‌کرد، «ادبیات» را تنها سرمایه، نجات‌دهنده و حتی معنای کل زندگی خود می‌دانست: «ادبیات همه چیزهایی را که امروز دارم به من داد، این معنای زندگی من بود، به من شجاعت مقاومت، خوشبختی و امید برای غلبه بر همه چیز را بخشید.»

آثار اسماعیل کاداره شامل حدود پنجاه عنوان رمان، مجموعه داستان کوتاه، شعر، نمایشنامه، مجموعه مقاله و خاطرات است که بخش مهم آنها در زمان دیکتاتوری انور خوجه نوشته شد.

انور خوجه در فاصله سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۸۵ به مدت بیش از ۴۳ سال بر آلبانی حکومت می‌کرد.

بسیاری از آثار کاداره به چهل زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده و مورد استقبال خوانندگان و منتقدان ادبی کشورهای مختلف قرار گرفته است.

آثار کاداره گرچه در غرب، جهانی نسبتا ناشناخته را به روی خوانندگان غربی می‌گشود، اما فضای کلی این آثار در کشورهای شرقی و خاورمیانه، از جمله ایران، تاحدودی برای خوانندگانش آشنا بود.

به عنوان نمونه، پس از آن که رمان «زمستان سخت» نوشته کاداره با ترجمه مهستی بحرینی به فارسی ترجمه شد، رضا سیدحسینی، مترجم و منتقد ادبی فقید ایرانی، درباره‌اش نوشت: «خواندن کتاب زمستان سخت داغم را تازه کرد. به یاد رمانی افتادم که در آغاز جنگ تحمیلی در ایران نوشته شد: “زمین سوخته” احمد محمود. […] قهرمان این کتاب شهر سوخته آبادان در زیر بمباران هواپیماهای عراقی است و هر کس آن را بخواند می‌فهمد که بر ما چه رفته است.»

آقای سیدحسینی درباره این رمان کاداره به اهمیت کار یک نویسنده در شرایط دیکتاتوری اشاره کرد.

او افزود زمانی می‌رسد که حتی دیکتاتورها نیز می‌فهمند «شعارها و عربده‌های رادیو هم فقط کاربرد داخلی دارد و فقط نویسنده‌ای در سطح جهانی است که می‌تواند با زبان و سبک خاص خودش حقایق را به گوش جهانیان برساند».

اما در میان آثار متنوع کاداره کدامیک اهمیت بیشتری دارند؟

«ژنرال ارتش مرده»

رمان «ژنرال ارتش‌ مرده» که در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، اولین رمان اسماعیل کاداره است که برای او شهرتی جهانی به دنبال آورد.

در اوایل دهه ۱۹۶۰ ، تقریبا ۲۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، یک ژنرال ایتالیایی به همراه کشیشی که او نیز پیشتر سرهنگ ارتش ایتالیا بود، توسط دولت ایتالیا به آلبانی فرستاده شدند تا استخوان‌های هموطنانشان را که در جنگ جان باختند مکان‌یابی و جمع‌آوری کنند تا به ایتالیا بازگردانده شوند و با عزت دفن شوند.

شخصیت‌های داستان همانطور که مشغول حفاری و نبش قبر هستند، معنای ماموریت خود را زیر سوال می‌برند و درباره بیهودگی جنگ و معنای این کارشان بحث می‌کنند:

«برای لحظاتی انجام این ماموریت به نظرش محال آمد. سعی کرد بر خود مسلط شود و حالت متخاصم زمین و به ویژه کوه‌ها را با احساس غروری که ماموریتش در او ایجاد می‌کرد، از بین ببرد.»

آنان با بررسی بقایای اجساد و حتی سگ‌ها، «ارتشی از مردگان» را گرد هم می‌آورند.

اسماعیل کاداره