ببینید دنیا به کجا رسیده است که جولیا رابرتس چشم تو چشم دوربین رو به ما می‌گوید که از آدم‌ها متنفر است؛ و برای اینکه این کار را بکند خودش هم سرمایه گذاشته است وسط. بله، ملکه کمدی عاشقانه‌ها و محبوب دل‌های آمریکا، در تریلر آخرالزمانی «دنیا را پشت سر بگذار» (Leave The World Behind) نقش آماندا یک مادر شاغل را بازی می‌کند که با کلی، شوهر استاد دانشگاهش، ایتن هاک، در آپارتمان شیک و مدرن بروکلینشان و دو فرزند نوجوانش، یک دختر، رز و یک پسر، آرچی، زندگی می‌کند. و آن‌قدر متمول هست که یک روز چون احساس می‌کند دیگر از آدم‌ها بیزار و خسته است، می‌تواند دست شوهر و بچه‌هایش را بگیرد و برود به یک خانه شیک مدرن دیگر نزدیک ساحل. نقد فیلم «دنیا را پشت سر بگذار» را در این مطلب می‌خوانید.

پلاک۵۲ را در اینستاگرام دنبال کنید


فیلم‌های آخرالزمانی همیشه مورد توجه بوده‌اند اما در سال‌های اخیرِ پیشرفت سریع تکنولوژی و به‌طور ویژه از زمان کرونا معنای دیگری پیدا کرده‌اند. کرونا تجربه‌ای آخرالزمانی بود؛ هراس از پایان حیات و جهان بر اثر ویروسی مرگبار را انسان مدرن که پیش از این، دست‌کم در حافظه جمعی معاصرش، فقط در فیلم‌های هالیوودی دیده بود، داشت رسماً زندگی می‌کرد، البته بدون اینکه کسی عملاً زامبی شود؛ اما در قرنطینه مطلق، البته بدون کمبود منابع و حیوان‌صفتی جهان «کوری»؛ رمانی که در دوران کرونا ارجاعات و اشارات زیادی به آن می‌شد. وقتی مرگ جمعی واقعاً بر اثر ویروسی ناشناخته، آن هم در فاصله، اتفاق افتاد و تنها یک واکسن می‌توانست جلو این نابودی را بگیرد معلوم شد که آخرالزمان دست‌کم ویروس‌محور چندان با ما فاصله ندارد و سناریوی هالیوودی هم می‌تواند در زندگی واقعی اتفاق بیفتد. بنابراین فیلم‌هایی مثل «بالا رو نگاه نکن» (Don’t Look Up) از فیلم‌های مورد توجه سال گذشته، و حالا «دنیا را پشت سر بگذار» نگاه سیاه‌تری به جهانی در حال سقوط دارند.

برای مطالعه بیشتر:

یک فیلم، یک دیالوگ | بالا را نگاه نکن (Don’t Look Up)

***

هشدار: در نقد فیلم «دنیا را پشت سر بگذار» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

این‌ فیلم‌ها از آن دسته فیلم‌های شکاک آخرالزمانی هستند که در پایان قهرمانی یا واکسنی یا هیچ چیز قرار نیست به نجات دنیا بیاید، مثل روزهای اول کرونا که فکر می‌کردیم پایان جهان نزدیک است و این واکسن‌ها هم افسانه است. «دنیا را پشت سر بگذار» مثل «بالا رو نگاه نکن» آدام مک‌کی پایان ندارد، یعنی ما نمی‌بینیم در نهایت بر سر جهان و شخصیت‌های قصه، یک خانواده سفیدپوست چهارنفره و یک خانواده سیاهپوست دونفره که مادرش احتمالاً از قربانیان آخرالزمان است، که این را هم نمی‌فهمیم، چه می‌آید. همان‌طور که متوجه نمی‌شویم واقعاً چه اتفاقی افتاده است.

در فیلم سم اسماعیل که او را با «آقای ربات» (Mr. Robot) می‌شناسیم و فصل اول سریال «هوم‌کامنیگ» (Homecoming) را، اینجا هم با بازی جولیا رابرتس، کار کرده است، اهمیت شبکه‌های اجتماعی و ابزار ارتباطی و هشدار نسبت به جهانی در معرض خطر پایان، تمی مشترک در رمان‌ها و فیلم‌های آخرالزمانی مدرن و کرونا مطرح می‌شود. اسماعیل که با مجموعه آثارش نشان می‌دهد به پروژه‌های سیاسی سری علاقه‌مند است، در «دنیا را پشت سر بگذار» بر اساس رمانی به همین نام نوشته رومان عالم یک موقعیت آخرالزمانی را خلق کرده است که دلیل و منشاء و حتی ابعاد و ویژگی‌هایش مشخص نیست.

یک خانواده سفیدپوست خانه‌ای را طبعاً به صورت اینترنتی از کسی اجاره کرده‌اند و در حال استراحت کنار ساحل هستند که یک تانکر نفت بزرگ به ساحل پر از جمعیت حمله می‌کند. این خانواده موفق می‌شوند فرار کنند اما نیمه‌های شب یک مرد و زن مرموز سیاهپوست، جورج اچ اسکات و روث (ماهرشالا علی و میهالا هرولد) که مدتی بعد می‌فهمیم پدر و دخترند، در خانه‌شان ظاهر می‌شوند و می‌گویند که صاحبان خانه‌اند و چون در منهتن برق کامل رفته نتوانستند به جایی که می‌خواستند بروند و حالا مجبور شده‌اند به خانه‌شان برگردند و اگر مستأجران اجازه دهند، شب را در زیرزمین خانه خودشان بمانند. اولین واکنش مادرسفیدپوست این خانواده، بی توجه به هر آنچه بیرون در این خانه دارد اتفاق می‌افتد، این است که نه باور می‌کند این‌ها صاحب این خانه باشند و نه می‌تواند به‌شان اعتماد کند شب را همزمان با آن‌ها ولو در زیرزمین خانه بمانند.

هنوز فیلم یک تریلر معمایی به نظر می‌آید. ما هم کمی در باور دو شخصیت تازه‌وارد دچار تردیدیم. و مسئله فیلم نژادپرستی است؛ اگرچه تلاش می‌کند نباشد. طبیعی است که یک سفیدپوست بیزار از انسان به یک سیاهپوست اعتماد نکند و حتی باور نکند که او می‌تواند چنین خانه مجللی داشته باشد. اما رفته‌رفته با اطلاعاتی که مرد تازه‌وارد می‌دهد، و اتفاقات دیگری که به زودی بعد از آن می‌افتد، ما متوجه می‌شویم که با یک تریلر آخرالزمانی مواجهیم. اینترنت، تلفن و تلویزیون قطع می‌شود. گوزن‌ها به انسان‌ها نزدیک شده و زل می‌زنند و شاید به آن‌ها حمله کنند. هواپیماها سقوط می‌کنند. موشک به زمین برخورد می‌کند. بارانی از موشک کاغذی که به عربی رویش نوشته شده است «مرگ بر آمریکا» از آسمان می‌بارد. ماشین ربات‌ها به خیابان‌ها می‌آیند. دندان آدم بی دلیل می‌افتد، و یک سری اتفاقات عجیب و غریب ترسناک دیگری که نشان از جنگ و فاجعه‌ای در ابعاد گسترده دارد. صدای آژیری گوش‌کرکن چند بار به گوش می‌رسد.

پلاک۵۲ را در تلگرام دنبال کنید

شخصیت‌ها گمانه‌زنی‌هایی درباره عوامل این فاجعه می‌کنند، جورج که او را جی اچ صدا می‌زنند ظاهراً اطلاعات بیشتری درباره این اتفاقات دارد. یک‌جا به آماندا می‌گوید که ارتباطات ماهواره‌ای کشور مختل شده و جای دیگر افتادن دندان‌های آرچی را نتیجه یک سلاح ریزموج می‌داند و هرچه فاجعه پیش‌تر می‌رود نتیجه می‌گیرد که کشور در میانه یک کمپین ارتشی سه‌مرحله‌ای است که در نهایت به کودتا منجر می‌شود. اما این‌ها همه در حد فرضیه است. هیچ چیز مشخص و قطعی نیست، جز اینکه چند شخصیت، سفیدپوست و سیاهپوست، مجبورند زیر یک سقف با هم بمانند و شاهد فرو ریختن جهان باشند، چون جز این اصلاً چاره دیگری ندارند، و اگر پا به بیرون از خانه می‌گذارند باید مراقب باشند گوزن‌ها به‌شان حمله نکنند، هواپیما روی سرشان سقوط نکند، زیر تانکر نفت له نشوند و زیر موشک‌های کاغذی مرگ بر امریکا دفن نشوند.

ما در فیلم‌های آخرالزمانی معمولاً توقع اتفاقات مخوف و مرگباری را داریم. بسته به تعداد بازماندگان، این فجایع غالباً باید کشته بدهند. یا آب و منابع غذایی کم بیاید. یا انسان‌ها به جان هم بیفتند. اما «دنیا را پشت سر بگذار» با وجود بدبین بودن جزو این دسته نیست. خط به روی کسی نمی‌افتد، اما یک سری اتفاقات عجیب و غریب بی سابقه می‌افتد که هیچ نقطه مشترکی هم بین‌شان نیست. به جز قطع خطوط ارتباطی که برای همه شخصیت‌ها همگانی است و در یک فیلم آخرالزمانی مدرن هم طبیعی است که اتفاق بیفتد، انگار که هر کس باید به شیوه خودش این آخرالزمان را تجربه کند. اما تصمیم نویسنده بر قطع نکردن آب و برق و فقط قطع خطوط ارتباطی پیام مشخصی دارد. زندگی بدون اینها چطور است؟

برای مطالعه بیشتر:

آخرین نامه‌های آلبر کامو

درباره سریال Berlin؛ عشاق مست در جست‌وجوی گنج

ما در کرونا مرگ و قرنطینه را تجربه کردیم، اما ابزار ارتباطی‌مان را هنوز داشتیم. یعنی این تنها چیزی بود که داشتیم و هر انسان دیگری که زیر یک سقف با ما زندگی می‌کرد. اما در جهانی که رومان عالم خلق کرده و سم اسماعیل به تصویر کشیده است، نه تنها ظاهراً نتیجه تمام خرابکاری‌هایی که انسان دارد می‌کند، جنگ‌ها، آسیب به محیط زیست، هک‌های اینترنتی، اتومبیل‌های خودکار، آلودگی‌های صوتی، در برابر انسان قرار گرفته است، مهم‌ترین ابزار زندگی امروزش یعنی اینترنت را هم ندارد.

NEW YORK, NEW YORK – DECEMBER 04: (L-R) Ethan Hawke, Marisa Yeres Gill, Tonia Davis, Kevin Bacon, Sam Esmail, Myha’la, Julia Roberts, Farrah Mackenzie, Charlie Evans, Mahershala Ali, Chad Hamilton, and Rumaan Alam attend the Leave The World Behind NY Special Screening on December 04, 2023 in New York City. (Photo by Kevin Mazur/Getty Images for Netflix)

بیشترین تأثیر قطع اینترنت روی جوان‌ترین شخصیت قصه، دختر کوچک خانواده است که حالا نمی‌تواند قسمت آخر سریال «دوستان» را ببیند و بفهمد بر سر راس و ریچل بالاخره چه می‌آید. برای او که متولد نسل زی است و در سریال‌هایی مثل «بال غربی» (The West Wing) و به احتمال زیاد بی‌شمار سریال دیگر آخرالزمان را دیده است، حالا مهم‌ترین چیز برایش در این وضعیت آخرالزمانی ندیدن قسمت آخر سریال محبوبش است. (یک نمونه استفاده درست و جالب از ارجاع فرهنگی به سریال محبوب «فرندز» که برای مخاطبانش همچون خانه‌ای امن و پناهگاهی از غم عمل می‌کند). برای سایرین، یعنی برای بزرگ‌ترها مسائل دیگری مهم است. برای پسر نوجوان دید زدن دختر خانواده سیاهپوست. برای آماندا اول اعتماد و بعد بقا. برای ک