قبل از شروع لازم م ىدانم به صراحت اعلام دارم که هدف ازاین مقاله تخریب و کوچک انگارى فرهنگ و شخصیت ما ایرانیان(که تمسخر آن چند سالى هست که بین خودمان مرسوم شده)نیست. چرا که اگر بپذیریم به عنوان یک ملت در شرایط کنونى وضعیتى مثال زدنى نداریم، خواهیم توانست، نکاتى که در شکل گیرى این وضعیت نقش دارند را یافته و تغییر و اصلاح را از سر گیریم. پس اگر تصمیم به مطالعه این ستون گرفته اید لطفاً رخت تعصب از تن به در آورده و جامه تامل به تن نمایید.

شیرین عبادی درباره دموکراسی اینچنین بیان می‌دارد:

دموکراسی قبل از آن که یک روش حکومتی و یا سیستم سیاسی باشد، یک فرهنگ است وپروسه تاریخی است که باید سیر تکاملی خود را طی کند. هیچ کشوری یک شبه دموکرات نمی شود. در حقیقت انسان های دموکرات هستند که جامعه را دموکرات می کنند.

خانه تکانی در شخصیت ایرانی – قسمت اول

اما رابطه متقابل ملت – دولت این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند که آیا این ملت است که دولت را می‌سازد یا این دولت است که ملت را تربیت می‌کند؟

قطعا این رابطه متقابل بصورت مستقیم و غیر مستقیم بر هر دو‌سوی این معادله تاثیر گذار است و از همین رو دموکراسی را نمی‌بایست یک واقعه پنداشت که با انقلاب و تغییر به صورتی دفعتی پدیدار گردد بلکه می بایست دموکراسی را در غالب یک پروسه شناخت. رابطه متقابل دولت – ملت ایجاب می‌کند که برای پوست اندازی و شکوفایی دموکراسی می‌بایست هر دو سوی این معادله یعنی هم ملت و هم دولت در مسیر و پروسه دمکراتیزاسیون قرار بگیرند تا بتوان به آینده ای روشن امیدوار بود.

درباره دموکراسی :

روحت شاد کلئیستنس

اگر دمکراتیزاسیون را به دو بخش سخت افزاری ( نهادها و ساختارهای سیاسی) و نرم افزاری ( فرهنگ سیاسی یا شخصیت جامعه) تقسیم کنیم، میتوان گفت ساختار دمکراتیک بدون فرهنگ و شخصیت دمکراتیک نمی تواند به استقرار دموکراسی بیانجامد. بر همین اساس گرچه ملت و دولت لازم و ملزوم یکدیگر برای شکوفا شدن دموکراسی می‌باشند اما نقش فرهنگ و شخصیت دمکراتیک یک ملت هم ارجحیت دارد و هم اولویت. از همین رو بار دیگر به قول  مهندس بازرگان:

دموکراسی نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه یاد گرفتنی است.


عابدا، زاهدا، مسلمانا

محمد مفتاحی


با نگاهی با کشورهای دمکرات در می‌یابیم که آنها نیز مسیری طولانی را طی نموده اند تا دموکراسی در این جوامع نهادینه شده است. مسیر دمکراتیزاسیون بسیار طولانی و سخت است وصبوری و تدبیر لازمه آن است.

از همین رو و بنا به تجارب دیگرملت ها، راه حل هایی که چشم انداز موفقیت زود و سریع دارند، عقلانی نبوده و در بهترین حالت ممکن نقش مسکن را برای درد استبداد بازی می کنند.  نلسون ماندلا به این موضوع با نام گذاری هوشمندانه کتابش که شامل زندگینامه و خاطراتش می باشد، براین موضوع صحه می گذارد  long walk to freedom  .


می بایست عقلانیت را، قاعده‌ای بر شخصیت و رفتارهایمان قرار دهیم و همه چیز را زود و سریع طلب نکنیم. صبور باشیم و در راستای رسیدن به یک مطلوب، مقدمتاً درک درستی از وضعیت پیرامون خود داشته باشیم و برای رسیدن به مطلوب هایمان گام به گام و با برنامه به جلو پیش رویم.

 جامعه ای که افراد آن دارای شخصیت دمکراتیک می باشند، جامعه ای مترقی و امن برای زندگی خواهد بود و برای رسیدن به این مطلوب باید از خودمان شروع کنیم و در فراگیری این مدل شخصیتی باید پایدار و صبور باشیم.